شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه نوزدهم (درس 4)

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاد...

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه نوزدهم (درس چه...

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسۀ هجدهم (درس 4)

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاد...

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسۀ هجدهم (درس چه...

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 121 (درس 28)

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاد...

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 121 (درس بیست...

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسۀ هفدهم (درس 4)

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاد...

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسۀ هفدهم (درس چه...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

#بت

 

الحمدلله

 

مدعی هستیم، موحدیم . و به وجود خدا و کتابش و فرستاده اش اعتقاد داریم .خوب است، الحمدلله .

آیا واقعاً توحدمان به اندازه شناخت و معرفت مان به خداست؟ حالا اگر از بنده و شما بخواهند صورتی از خدایی که میپرستیم  بسازیم , آیا میتوانیم ؟ شاید پاسخمان این باشد که خدا صورت نمی پذیرد که بخواهیم از آن شکلی بسازیم . اگر چنین است چطور اقوامی بودند و هستند که از خدایشان صورت و تندیسی ذهنی ساختند و قرآن و دیگر کتابها نامش را بت گذاشته اند؟! بعضی هامقداری بالاتر رفته و در پای این بتها  آتش به پا میکردند و میپرستیدند .استدلال هم داشتند و میگفتند: خدا هماننداین آتش است  و به هر سو نظر کنی وجه (صورت) اوست. و اقوامی بودند که ستارگان وکواکب را می پرستیدند چون از نحوۀ چینش کواکب، حوادث و اخبار را استخراج میکردند و می گفتند مقدرات امر در چینش  ستارگان است. در عقیده خودشان هم بسیار راسخ بودند. چه نذورات و چه قربانی ها پای خدای خودشان نذر میکردند! و امروزه ما آنها را مشرک و کافر میدانیم. درست هم هست چون خدارا مُقید به یک صورت نمیتوان کرد .آنان با ساختن بت از خدایشان و پرستیدنش می خواستند به خویش توجه دهند . واین  کارشان زیاد دور از منطق نبوده .بگذارید داستان حضرت ابراهیم را متذکر شویم . چون ابراهیم علیه السلام به بتکده رفت  به امر الهی با تَبری بتها را شکست و خشنودی خدایش را تحصیل کرد . از بت بزرگ وجود خود غافل ماند و آن بتِ وجودش اسماعیل بود . موحد کسی است که از تمام بتان وجودی خویش عبور کند و این شرط توحید است. باید آن (اسماعیل) جانت را هم قربانی کنی تا عملت توحیدی شود. به هر حال اندکی محبت به غیر خدا هم شرک است . جسارت نباشد مثال است . چه  یک قطره بول روی لباس باشد و چه یک دریا ، هر دو نجس است و حکمشان یکیست .حالا سوال من این است. اگر امروز ما خدا را مُقید به صورتها نکرده ایم ؛چطور در همان حد بندگی مانده ایم ؟شاید خدای ما مقید به صورت خاصی نباشد ولی صورت ذهنی دارد چون در همان حد مانده ایم . آیا  این شرک ما نیست؟ روایت هم داریم که خداوند درتنگناهای قیامت آن بتهای ذهنی (حالا  هرچه باشد ) را برایشان متمثل میکند و میفرماید عمری این بتها را پرستیدید حالا هم از این کمک بگیرید و خودتان را نجات بدهید. انسان در مرتبه خیال تا ادراکی رادر ذهن شکل ندهد درکش نمیکند . یعنی خدا را هم  مثل بت پرستان مقید به چیزی میکند  . حالا چه تمثل بدهد وچه ندهد .کمی باید واقع بین بودخدای نظام عالم بزرگترین سوره خود را بقره نام نهاد یعنی آفت توحید (بت بهیمیه پرستی ) است .

ملّایی بود ،که تعدادی از بندگان خدا ازاو خواستند به منبر برود و فرمایشاتی داشته باشد .رفت بالای منبر گفت : ای مردم یکصد و بیست و چهار  هزار پیغمبر آمدند گفتند:خدا را بپرستید ولی منِ  شیخ قلی میگویم در بین این هم خدایانتان آن خدای که پیامبران  می پرستیدند را هم در نظر داشته باشید ....

 

#دلباخته

 

#دلباخته

 

نوشته شده در کانال  مشکات ولایت دارالسلام  الهی

 

لینک کانال https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

دارالسلام الهی

 

www.meshkatehvelayat.com

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

فعالیت های قرآنی