امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

فکر انسان را جهنمی می کند ، خداوند فکر را به ما داد که کمک کار تفکر باشد زیر نظر تفکر باشد ، فکر نداده که تفکر ما بیاید زیر نظر فکر ما ، تفکر به خدا می رساند و فکر به دنیا ، تفکر است که لعاب شیطان را در وجود انسان از بین می برد ، یعنی لهو و لعب وجود انسانی را تفکر است که اصلاح می کند ، مثلا لعاب مثل کف امواج است و موج از دریا است لذا این لعاب ها را باید دریا ببلعد .
سؤال کردیم در تفکر باید به چه چیزی ملتفت بشویم تا تفکر صورت بگیرد آیا باید گوشه ای بنشینم با چشم بسته تفکر کنیم ؟ فرمودند : خیر مثلا هر کسی هر کاری کرد اگر مقصر بود او را ببخش اگر خودت مقصر بودی خودت را هم ببخش تا  فکر آن عمل تو را رها کند ، تفکر از کودک درون انسان بر می خیزد ، فکر از جهل انسان بر می خیزد ، انسان تا اول جاهل نشود عاقل نمی شود ، لذا باید اول جاهلیتت را مشخص کنی که تو آدم جاهلی هستی تا خدا به تو اجازه تفکر بدهد .
در مورد این قسمت از آیه : ْ إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ المَْوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ (6) وَ لَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدَا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ  وَ اللَّهُ عَلِیمُ  بِالظَّالِمِینَ(7جمعه) این که قرآن می گوید اگر راست می گویید دوست خدا هستید آرزوی مرگ کنید یعنی چه ، فرمودند : قرآن می خواهد به انسان بگوید که اگر تو دنیا را قبله قرار دادی مرده ای اگر ریاست در تو اثر کرده تو مرده ای ، آدم زنده مسئولیت قبول نمی کند ، تو اگر مسئولیت را قبول کرده ای مرده ای ، چرا به مرده بودن خودت گواهی نمی دهی چرا رها نمی کنی , باز می گویی که نمرده ای ?

چرا مقام و مال را رها نمی کنی اگر نمرده ای ، پس تو که اینها را دوست داری مرده ای ، چرا مردگیت را قبول نمی کنی ، لذا اینکه قرآن گفته که اگر راست می گویید مرگ را قبول کنید ، خب آرزوی چه مرگی ، مگر انسان می میرد ،قرآن می گوید مردگیت را قبول کن ، آدم وقتی می میرد زنده می شود ، می گوید تو اگر واقعا ادعای دوستی خدا را می کنی موت قبل از موت داشته باش یعنی بمیر ، در معنی کردن قرآن , مرگ را با زندگی اشتباه گرفته اند ، انگار مرگ در قبرستان است ، خب ما همین الان همه مان مرده ایم ، الان در قبرستانیم دیگر.

گفتیم یعنی ما فکر می کنیم که زنده هستیم ؟ فرمودند : خیر فکرنمی کنیم بلکه این فکر ما است که زنده است ، مثلا ما الان در ماشین هستیم اما فکرمان در خانه است ، چرا فکر ما با ما همراه نیست ، چون مرده ایم ، یعنی زندگی ما ارزش فکری دارد ارزش شیطانی دارد ، مثل شیطان فکر می کنیم که خیلی زرنگیم، می خواهیم کلاه این و آن را برداریم ، ما در زندگی شیطانی و حیوانی هستیم لذا باید از شیطانی و حیوانی تمنای مرگ کنیم تا در انسانیت زنده بشویم اما ما دروغ می گوییم به این شیطانیت و حیوانیت راضی هستیم ، و لذا بدن ما ، ما نیست ، حقیقت درون ما یعنی آن وجودی که می خواهد کاری را انجام بدهد انسان او است ، این که تو می بینی این دیدن حیوانی است ، دیدن انسانی با این چشمان میسر نمی شود ، با دهان و طعام نمی شود ، در زندگی انسانی طور , انسان عوض می شود یعنی این قالب تبدیل به وجود می شود تبدیل به نور می شود ، تبدیل به فهم بهشتی می شود .

 

 

 

توضیح منبع:

مطالب درج شده درسایت سوالاتی است که در فضا مجازی از یکی از اولیا خدا که بحمدالله چشیده وکشیده است پرسیده شده .عزیزانی که سوال وپاسخ سوال را در فضا مجازی نشر میدهند مجوز بیان اسم وآدرس ایشان را ندارند . لذا ما هم ایشان را نمیشناسیم. منبع مورد تایید سایت مشکات ولایت  ایشان بحمدالله عبدالله معرفی نموده است. وما هم ازاوصاف حضرتشان میپرهیزیم چراکه خویش را در جایگاه معرفی حقیقت وجودی ایشان نمی دانیم.

 

نکته آخر ممکن است  پاسخ عین عبارت  این عبد خدا نباشد .وتصرف راقم باشد.

 

🌷عضو در کانال دارالسلام 🌷 👇🏻👇🏻👇🏻

 

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانالhttps://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 244

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
سوال : هر کس به قدرِ ظرفیتِ وجودیِ خودش ربّی دارد یعنی چه؟
 
 
از حضرت امام باقر (سلام الله علیه) حدیثی در «اصول کافی» آمده است که می فرمایند: آن خدائی که شمادر ذهن خود می سازید، «فهومخلوق لکم»، آن خدای ساخته شدۀ ذهنی شماست، بعد مثال زده است که اگر کسی به مورچه بگوید که خدای تو چگونه است؟ ایشان دو تا شاخ دیده بانی خودش را می بیند و می گوید خدای من هم همینجور شاخ دارد !
نکته ی لطیف این روایت به کمال مورچه اشاره دارد.هرکس کمال خود را نظر دارد وخدای خودرا به مقدار کمال خویش میبیند.
ظرف وجودی هر موجود در عالم به مقدار نیازش  به رب خویش است. وخدای خودرا در حد نیازش اندازه گرفته است .
هرموجودی باحرکت به سعه وجودی بیشتر در میابد، در واقعه نیازش بیشتر میشود ،وبه عبارتی احساس فقر بیشتر دارد. وبه همان مقدار رب بالاتری  را طلب میکند.
( رب به معنایی پرورش دهنده است)
سوالی در این جا مطرح میشود ؟
موجود با حرکت پیش بسوی فقر بیشتر میرود ؟ واین فقر آیا نقص بیشتر در موجود نیست ؟
اساس نداری عین دارایست . رب هرشخصی به مقدار علم او به جهل خویش است.
آنکس که نداند و بداند که نداند ,لنگان خرک خویش به منزل برساند.
آنکس که نداند و نداند که نداند ,در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
پس بااین وجود وسعیع ترین جانها فقیر ترینشان  است.خوشا به فقر جانتان.
 

🌷عضو در کانال دارالسلام 🌷 👇🏻👇🏻👇🏻

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 221

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

کلمه الله یعنی چی؟

 

چرابه موجودات کلمه الله میگویند؟یا آیت الله . یا اسماالله؟

 

لفظ کلمه مطابق معنای شکافتن ،شَق و پاره کردن و مشابه این گونه از الفاظ و معانی است.حتی این الفاظی که از ما صادر می شود و از آنها تعبیر به کلمات می کنیم ،که کلماتِ الفاظی ما یا به صورت اسم القاء می شود یا به نحو فعل ظهور پیدا می کند یا به نحو حرف تجلی می کند ،مراد از این کلمات, بودن حروف و الفاظ برای این است که انسان با کلمات آنچه را که در درون خودش نهفته و به عنوان سِرّ نگهدار است آنها را از طریق اظهار این الفاظ و کلمات به غیر خودش ابراز می کند که در حقیقت این کلمات دم به دم دارند اسرار نهفته گوینده و متکلم را می شکافند و آن اسرار خوابیده را بیدار می کنند و تحویل شنونده محترم می نمایند از این جنبه به این الفاظ و حرف زدن تعبیر به کلمات می شود و لذا کلمه یعنی اظهار آنچه که در درون نهفته شده است.

قرآن را می بینید راجع حضرت مریم حضرت عیسی لفظ کلمه را به کار برده است. راجع حضرت آدم (ع) لفظ کلمه را به کار برده است. و اگر کلمات تامّاتی هم در قرآن آمده است از زبان حضرت صادق آل محمد(ص) فرمود که:( نحن الکلمات التامّات) این کلمات تامه ای که در لفظ روایات و آیات آمده است مراد از این کلمات تامّات ما هستیم. هر موجودی کلمه است .به مقدار ظرفیتش دارد حقیقت وجود را اظهار می کند اما آن موجودی که از همه بیشتر ظهور می دهد حق را به تعبیر عارفان مظهر تام حق سبحانه و تعالی است به نام انسان کامل آن را تعبیر به کلمۀ تامه می کنند و لذا ائمه کلمات اتم الهی هستند انبیاء کلمات تامات حق هستند.

 

🌷عضو در کانال دارالسلام 🌷 👇🏻👇🏻👇🏻

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 83

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

اگر دین و دین داری خوب است پس چرا در کشور اسلامی اینقدر جرم، جنایت، دزدی یا اختلاس، دروغ، ریا، تظاهر، خیانت ، نا امنی باید فراوان باشد ؟ آنهایی که تظاهر بیشتر میکنند خطرناکترند .اگر دینداری به این کارهاست پس شما دیندار ترین مردم دنیا هستید. آدم به بیدین اطمینان کند مطمئن تر است تا یک  مسلمان بظاهر دیندار . مطمئناً شما پاسخ  قانع کننده ای برای سوال ندارید  .

🔸پاسخ سوال🔸

🔹بسم الله الرحمن الرحیم 🔹

سلام .
سوال شما شاید سوال خیلی از مردم باشد .
شما جامعه اسلامی دینی را با اجتماع اسلامی خلط کرده اید .
 دین چیست ؟ در تعریف کلی، دین برنامه انسان سازی است . تا زمانی که دیندار با دین مقایسه شود دین مورد اشکال واقع میشود؛ درصورتیکه دین برنامه عالم هستی است آیا شما هیچ گونه انحراف وکجی درآن می بینید ؟  حالا بعضی از مردم خود را با اصول دین نساخته  اند ،به دین چه ارتباطی دارد؟
به صدق بگویم: این درد ماهم هست؛  هم از خودمان ناله  داریم که چرا بوقتش دیندار نیستیم  وهم از بعضی از مردم .  دین برای ساختن ما است نه برای تاختن در کذا ،این را همگان قبول دارند. مشکل ما این است که دین  را با مردم بظاهر دیندار  میسنجیم . 
اگر شما دین را با مردم بسنجید(که ماهم شامل آن میشویم ) میبینید دین در متن ذات آنها فقط درحفظ ظاهر ظهور دارد نه در اعمال وکردارشان وتصدیق عرض بنده، رقابت در امور مستحبات است . مثلا درست کردن مسجد، هیئتها و اموری که تقدس ودین داریشان را بتوانند در قالب آن نشان دهند . و اما در امر واجباب قضاوت با خواندگان متن است . خطاب شما به گروه از افراد اجتماع است . ظاهر شریعت برایشان مطلوبتر از باطن شریعت است . ما هم قبول داریم که جامعه رنگ دین را دارد ولی مزه دین را ندارد. مثل میوه هایی مصنوعی در ظروف .همه کج است وپلاستیک.ظاهر زیبایی دارد . دین در تعریف بزرگان برنامه انسان سازی است.حالا چرا در جامعه دیندار انحراف بیشتر است باید گفت دین همچون یک زمین مستعد برای رشد استعدادهایی درونی ست . یعنی هرکس هر بذری درآن بکارد به بهترین شکل به کمال میرسد .حال چه خباثت باشد چه سعادت .
🔸اساس دین ظهور باطنهاست .🔸 شرع متفرع بردین است که رفع نقص عقل میکند خوا عقلی ملکی باشد یا شیطانی و این یک امتیاز است نسبت به دیگر  جوامع ،اگر چنین نبود شما کامل ترین وبا تقوا ترین و عالمترین مردم را در دیندارن نمی یافتید و نقطه مقابل آن ، شقی ترین وخبیث ترینش را هم نمی دیدید.
اگر کسی میخواهد چه در سعادت چه درشقاوت نتیجه بگیرد بیاید دین دارشود  . نظر بنده این است دین بهترین بستر را برای ظهور نیات واغراضشان فراهم میکند. عیار دین با رفتار عموم مردم نسنجید .که رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم- مردم را از حکم کردن به رای و قیاس باز داشته و فرموده است : اول کسی که قیاس کرد شیطان بود و هر کس در چیزی از دین خدا با رای خود حکم کند، از دین خدا خارج شده است»
این انصاف نیست وخارج از اصول منطقی وعقلی است .  شما دین را با دیندار حقیقی یعنی معصوم بسنجید ،با اولیا ی خدا بسنجیدو آنهارا با مردم بسنج  .چرا مردم را با دینداری شان می سنجید؟ که این جسارت بزرگی ست به جاعل دین و آوردنده ی دین.
امیدوارم با این مقدار قانع شده باشید.

نوشته شده در کانال

 

مشکات ولایت دار السلام الهی  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 

 

 

نظرات (0) کلیک ها: 630

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

🔹أنا الصِّراطُ المُستَقیم 🔹

مولای ما ، آقاجان، امیرالمومنین علی وصی علیه السلام فرموند : ⚜ سلونی قبل ان تفقدونی ⚜ یعنی بپرسید از من قبل از آنکه من از میان شما بروم  ؛

بسیاری این خطبه را اینطور معنا کردند که آقاجان فرمودند : از من سوال کنید از «چیزی » تا از میان شما نرفتم؛ حالا یکی میپرسید،  من چند تار مو بر سر دارم و دیگری میپرسید تعداد قطرات آب دریا چه عدد است؟... و حالا اگر آقاجان از شما بخواهد از او بپرسید، چه چیزی از ایشان میپرسیدید؟؟؟

 ولی ما خطبه را اینطور معنی نمیکنیم..

آقا جان فرمودند: از من علی بپرسید، یعنی بپرسید من کیستم تا خود را به شما بازگو کنم!!! وقتی دانستید من کیستم تمام سوالات از ظاهر تا باطن پاسخ داده میشود. یعنی چون که صد آمد نود هم پیش ماست....

بنده با این مقدمه خواستم عرایضی خدمت شما داشته باشم...

آقاجان امام علی علیه السلام فرمودند: از من بپرسید، یعنی از من علی بپرسید...
دیدند کسی از ایشان چیزی نپرسید، فرمودند : ⚜أنا الصِّراطُ المُستَقیم⚜ یعنی من صراط مستقیم هستم .

 حالا که آقاجان در این نشئه نیست که از ایشان بپرسیم، آدرس داده فرمود : هرکس از من سوال دارد  از صراط بپرسد یعنی خودتان را به ما نشان بدهید .

ما هم به تبعیت از ایشان از صراط پرسیدیم  وچه خوش فرمودند؛ دیدیم " سلوني"،  یعنی بیا بالا ، بیا بالا تا خودم را به تو نشان دهم..

⁉️ سوال: انسان بالا می رود ، از هرچیز که سوال شود آن چیز تو را مهمان خودش میکند و میزبان تو را از شرافت وجودی خود بی بهره نمیسازد...

چون تو را دیدم، بدیدم خویش را     آفرین آن آینه خوش کیش را

💥ای عزیز؟ از نماز سوال کن، از قرآن سوال کن ، این سوال است که تو را بالا میکشد. و به سوی خود قرب میدهد... تا زمانیکه ما ندانیم که صراط چیست و منزلت و حقیتش چیست ⚜ اهدنا الصراط  المستقیم ⚜ به کجا ما را مستقیم کند؟! اهدنا الصراط المستقیم یعنی به سوی من بیا بالا..
چگونه بیایم بالا ؟ جواب خواهی شنید . ازمن بپرس تا قبل از اینکه از این نشه نرفتی.

والحمد الله وصل الله علی محمد وآل محمد

منبع کانون علمی مذهبی مشکات ولایت دارالسلام

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت دار السلام الهی

 

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 

نظرات (0) کلیک ها: 600