ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم .

 

دنیا زیباست و دلرباست، در مصادیق و مثال، بمانند یک زن است  .

اگر دنیا مرد بود خدای متعال بر او نام زن را نمی نهاد  .

همانطور که زن کشتزار شماست (نساءكم حرث لكم ) دنیا نیز مزرعه شماست . که نیت و عملتان را در آن کشت کنید که ( أفرأیتم ما تحرثون ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون) پرورنده ای است بی غایت مستعد .اهل الله دنیا را مذمت کرده اند، البته نه دنیا را بلکه اهل دنیا را .ای عزیز با دنیا همان باش که با زن نامحرمی .همانطور که خدای متعال حدودی برای یک زن قائل شد، برای دنیا نیز قائل شد.پس بدان، دنیا فریبنده ی کهنه کاری است فریبنده ای بی غایت. که خواهان خود را چون چاه در خود می بلعد.قرآن هم تصریح فرمود و داستان یوسف را بیان داشت.چون آن ده قوای ظاهری و باطنی تو را در چاه جسم انداختند، شرط خلاصی اش را طوق بندگی خدای متعال قرار دادند . یعنی ای عزیز از چاه که همان قبر  وجودت هست، خلاصی نمی یابی، مگر عهد کنی که بندگی خدا را بجای آوری و تسلیم و مسلم  او گردی ( یعنی خریداری شده حق )تنها اوست که فقط قدر بندگی می داند واز بندگی به مولایی می رساند.چون از ظلمت کده چاه بیرون آمدی آفتاب بندگی، وجودت را نورانی می کند.و سیمای خوش به تو عطا می کند که خلقی مجذوب تو گردند. هشدار که در مسیر بندگی چاهی است بس هولناک و دهشت آور که با استغاثه و استغفار هم امیدی به خلاصی اش نیست و آن چاه را ، زلیخاه نامیدند که همان دنیاست. دل ربا و فریبنده.....

 

#دلباخته

#دلباخته

نوشته شده در کانال  مشکات ولایت دارالسلام  الهی

لینک کانال https://telegram.me/meshkatehvelayat

دارالسلام الهی

www.meshkatehvelayat.com

 

کانال دارالسلام متفاوت ترین و بروز ترین کانال معرفتی

نظرات (0) کلیک ها: 4061

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

 

#بت

 

الحمدلله

 

مدعی هستیم، موحدیم . و به وجود خدا و کتابش و فرستاده اش اعتقاد داریم .خوب است، الحمدلله .

آیا واقعاً توحدمان به اندازه شناخت و معرفت مان به خداست؟ حالا اگر از بنده و شما بخواهند صورتی از خدایی که میپرستیم  بسازیم , آیا میتوانیم ؟ شاید پاسخمان این باشد که خدا صورت نمی پذیرد که بخواهیم از آن شکلی بسازیم . اگر چنین است چطور اقوامی بودند و هستند که از خدایشان صورت و تندیسی ذهنی ساختند و قرآن و دیگر کتابها نامش را بت گذاشته اند؟! بعضی هامقداری بالاتر رفته و در پای این بتها  آتش به پا میکردند و میپرستیدند .استدلال هم داشتند و میگفتند: خدا هماننداین آتش است  و به هر سو نظر کنی وجه (صورت) اوست. و اقوامی بودند که ستارگان وکواکب را می پرستیدند چون از نحوۀ چینش کواکب، حوادث و اخبار را استخراج میکردند و می گفتند مقدرات امر در چینش  ستارگان است. در عقیده خودشان هم بسیار راسخ بودند. چه نذورات و چه قربانی ها پای خدای خودشان نذر میکردند! و امروزه ما آنها را مشرک و کافر میدانیم. درست هم هست چون خدارا مُقید به یک صورت نمیتوان کرد .آنان با ساختن بت از خدایشان و پرستیدنش می خواستند به خویش توجه دهند . واین  کارشان زیاد دور از منطق نبوده .بگذارید داستان حضرت ابراهیم را متذکر شویم . چون ابراهیم علیه السلام به بتکده رفت  به امر الهی با تَبری بتها را شکست و خشنودی خدایش را تحصیل کرد . از بت بزرگ وجود خود غافل ماند و آن بتِ وجودش اسماعیل بود . موحد کسی است که از تمام بتان وجودی خویش عبور کند و این شرط توحید است. باید آن (اسماعیل) جانت را هم قربانی کنی تا عملت توحیدی شود. به هر حال اندکی محبت به غیر خدا هم شرک است . جسارت نباشد مثال است . چه  یک قطره بول روی لباس باشد و چه یک دریا ، هر دو نجس است و حکمشان یکیست .حالا سوال من این است. اگر امروز ما خدا را مُقید به صورتها نکرده ایم ؛چطور در همان حد بندگی مانده ایم ؟شاید خدای ما مقید به صورت خاصی نباشد ولی صورت ذهنی دارد چون در همان حد مانده ایم . آیا  این شرک ما نیست؟ روایت هم داریم که خداوند درتنگناهای قیامت آن بتهای ذهنی (حالا  هرچه باشد ) را برایشان متمثل میکند و میفرماید عمری این بتها را پرستیدید حالا هم از این کمک بگیرید و خودتان را نجات بدهید. انسان در مرتبه خیال تا ادراکی رادر ذهن شکل ندهد درکش نمیکند . یعنی خدا را هم  مثل بت پرستان مقید به چیزی میکند  . حالا چه تمثل بدهد وچه ندهد .کمی باید واقع بین بودخدای نظام عالم بزرگترین سوره خود را بقره نام نهاد یعنی آفت توحید (بت بهیمیه پرستی ) است .

ملّایی بود ،که تعدادی از بندگان خدا ازاو خواستند به منبر برود و فرمایشاتی داشته باشد .رفت بالای منبر گفت : ای مردم یکصد و بیست و چهار  هزار پیغمبر آمدند گفتند:خدا را بپرستید ولی منِ  شیخ قلی میگویم در بین این هم خدایانتان آن خدای که پیامبران  می پرستیدند را هم در نظر داشته باشید ....

 

#دلباخته

 

#دلباخته

 

نوشته شده در کانال  مشکات ولایت دارالسلام  الهی

 

لینک کانال https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

دارالسلام الهی

 

www.meshkatehvelayat.com

نظرات (0) کلیک ها: 4027

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

دوران جناب خاتم الانبیاء دوران سلطان فصاحت و بلاغت الفاظ عرب بود: 

اینکه آقا (حسن حسن زاده آملی) در آن جلسه پافشاری داشتند که فکر نکنیدپیغمبر بین یک عده بی سواد آمده.اینکه هنری نیست آدم یک عده مردم جاهل را جمع کند حرف بزند. بعد اینها را ما اینجوری معنی نکنیم که یک کسی بگوید پیغمبر یک عده جاهل را جمع کرده و برایشان حرف زده خوب جاهل چه حالیشان می شود،  البته ایشان خیلی خوب در بین اینها حرف زد. بیافتد در بین یک عده عالِم اگر توانست خوب حرف بزند آنوقت معلوم می شود. و حال اینکه دوران پیغمبر اکرم ما دوران فصاحت و بلاغت عرب بود دیگر در هیچ عصری، الان بعد از هزاروچهارصد سال این همه ادبیات عرب پیشرفت کرده، تمام این ادبیات عرب همه مدیون عصر پیغمبر است. آن شعرائی که آن روز بودند آن ادیبانی که آن روز بودند علمای فصاحت و بلاغتی که آن زمان بودند. لُبیدها بودند شعر می گفتند چه غوغا، کل ما فی الکن وهمٌ أو خیال                     أوعکوس فی المرایا أو ظلال
شعرها می گفتند چه بیچاره کننده. (علی ما خل الله باطل) که این بیت را حضرت آقا در جلد اول اصفار در تعلیقات در بحث وحدت وجود می آورند این از آقای لُبید هم عصر جناب رسول الله است. شعر عرفانی به این بلند که همین بیان وحدت وجود است.
عصر جناب رسول الله بلیغ ترین گویندگان و فصیح ترین گویندگان بودند. و لذا پیغمبر در بین این بُلغای عرب و فصهای عرب یک قرآنی آورد به لفظ عربی مُبین. و فرمود این عربی من است شما هم عربیهای خودتان را بیاورید حالا ببینیم چه می شود، تحدّی کرد. فرمود من این جور آیات آوردم شما می گوئید نیست وحی نیست مردم عادی می توانند همچین چیزی بگویند، ماشاء الله بلیغ که هستید فصیح که هستید دیگه گوینده ای، سراینده ای، فصح دانی و ادبیی بهتر از شما در هیچ عصری پیدا نمی شود، بفرمائید ده آیه مثل قرآن من بیاورید یا یک سوره مثل قرآن من بیاورید، هیچ کس نتوانست بیاورد. عصر پیغمبر عصر این چنینی بود.

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat


نظرات (0) کلیک ها: 5955

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

اگر معقولات برای انسان کمال به شمارمی آید چرا نفس اشتیاقی برای تحصیل ودستیابی به آن ندارد واز اینکه به آن مسائل نادان است رنج نمیبرد؟
پاسخ روشن است.
علتش آن است که این اضداد مستمرة  الوجود شده اند.انسان به اینها خو کرده است واین جهل ،نسیان وغفلت از خود برای او طبیعت ثانوی شده است مثل کسی که به بیماری ممتدی مبتلاست وکم کم به آن بیماری خو کرده است واین بیماری اورا غافل ساخته است وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ همچون کسانی نباشید که خدارا از یاد بردند وخدا نیز به خودفراموشی گرفتارشان کرد.

یگانه دوران علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی

شرح نمط ششم ص95

نوشت شده :لینک کانال 

https://telegram.me/meshkatehvelayat

 
نظرات (0) کلیک ها: 4846

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

پرداختن به سیر و سلوک و رهاکردن آن خیلی خطر دارد: 

شیخ در نمط نهم که مقامات العارفین است می فرماید که بعضی ها اشتها دارند و چیزی می شنود و خیال می کنند با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین می شود لذا چند صباحی می آیند و به این امور می پردازند و بعد از روی عجز ترک می کنند. اینها آن همّت، عزم، استقامت و اراده را ندارند. می پندارند که این مقامات و حقایق هم مثل  یک قُرص است که قورتش بدهند.

آیا (نُرِی إِبراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الأَرضِ. سورۀ انعام/75) دربارۀ آنها صادق می آید؟ به این آسانی ها نیست! سُبحانَ الله! که بزرگان علم و عمل فرمودند کسانی که یک دو قدم پیش آمدند و دست برداشتند و برگشتند یک جوری شدند، مثلاً قساوتی برایشان پیش می آید. در هر حال؛ به سیر و سلوک پرداختن و سپس رها کردن خیلی خطر دارد. شاید بعضی روایات هم در این باره داشته باشیم. در کتاب فضل قرآن اصول کافی غوری بفرمایید، شاید در این خصوص اشاراتی از معصومین علیه السلام به دست بیاید.

منبع، شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا نمط هشتم اَلبَهجَةُ وَ السَّعادَةُ

حضرت علامه حسن زاده آملی

کانال تلگرام: meshkatehvelayat@

نظرات (0) کلیک ها: 4782