سعادت انسانی به چیست؟
إن السعادة ربمایظنّ بها....«دراینجا برتکثیردلالت می کند،نه تقلیل. بسیاری از دنیازده هاگمان می کنندکه سعادت،رسیدن به درجات حسی است،درحالی که نیل به درجات حسی کمال آدمی نیست.«إنّه الفوزبالدرجات الحسیّة»-أعاذناالله منها-«قدرخودبشناس ومشمرسرسری».
همۀ احوال واقوال وحرکات وآرا وهمه شؤون زندگی مابه طورمطلق،ملکوت دارد.دیدنی های ماملکوت دارد:(بِیَدِه مَلَکُوتُ کَلِّ شیءٍ)(یس/آیۀ هشتادوسه)،اگرنداشته باشد،مانمی توانیم ببینیم؛امکان ندارددیدن وشنیدن وقوت وقدرت موجودباشد،بدون آنکه وابسته به اصل خویش،یعنی ملکوت باشد.پس ملکوتِ احوال واقوال واطوارتان رامواظب باشید تا ان شاء الله تعالی به مقام عندیّت برسیدو(عِندَرَبِّهِم یُرزَقُونَ) (آل عمران/آیۀ صدوشصت ونه)بشوید.بله،آن رزق انسانی، رزق معنوی،رزق علم،رزق قرب إلی الله،رزق ولایت ورزق نورومعرفت است.پس آن مقام عندیّت راحفظ بفرماییدوملکوتتان راپاس بدارید،ماازحوزه،ازدرس وبحث وازقال الله وقال الصادق وقال الباقر(صلوات الله علیهم)این را می خواهیم.
والوصول إلی الریاسات الخیالیة... .وچه خیالاتی که به یک اعتبارقائم است وبازوال آن ازبین می رود.

چون که گلّه بازگرددازورود               پس فتدآن بزکه پیشاهنگ بود

گاهی به یک عقرب گرد،اوضاع برمی گرددو پیش آهنگ،پس آهنگ می شود.(یکی ازاساتیدماکه خداونددرجاتش رامتعالی گردانددردرس به عنوان نصیحت، داستان شخصی رامطرح کرد،فرمود:وقتی او واردمجلس شد،اورادربالای مجلس نشاندند،خانۀ مزبوردو درداشت،آن در که بسته بودبالامحسوب می شد،ودر ورودی که باز بود پایین شمرده می شد،هرگاه کسی واردمی شد وی رادربالانشسته می دید،رندی در باز را بست،ودربسته رایازکرد،واین شخص به همین سادگی به قسمت پایین اتاق افتاد،پس آدم بایددرچه رتبه ای باشدکه به این اموراعتباری دل خوش کند).


گوهرمعرفت آموزکه باخودببری               که نصیب دگران است نصاب زروسیم


بگذارد گران دراین خیالات غوطه خورندوبلولند.حیف است برای انسانی که حقیقت عالم،غایت قصوای اوست خودش رابه غیراوبفروشد.
أنّ السعادت العاجلیة...،(إنَّ هؤُلاءِیُحِبُّونَ العاجِلَةَ وَیَذَرُونَ وَراءَهُم یَوماًثَقِیلاً)(انسان/آیۀبیست وهفت)این سعادت عاجل اگردوام داشته باشد،که نوعاًهم دوام ندارد.
به فرض اگرهم دوام داشته باشدطالب گور است،بعدکه دیگرنیست.عناوین این نشأه،که بعدهامی مانند،تویی تو وحقیقت توست که باعلم وعمل ساخته شده است،بقیه اگردوام داشته باشند طالب گورندوعاجلند.
ضمیر«یری»در«لمایری»به«لمن تحقّق»برمی گردد.لمایری کلاًمن متعاطیها.هرکس که آن لذات حسی را اخذکردوگرفت منهمکاًفیهاانهماک فرورفتن درچیزاست؛یعنی فرورفتن درلذات حسی،«یری؛می بیند»که انقطعت السکینات الإلهیة عن حوالیه.سکینه،احساس آرامش وسکون قلب است:(هُوَالَّذِی أَنزَلَ السَّکِنَةَ فِی قُلُوبِ المُؤمِنِینَ)(فتح/آیۀ چهار)؛سکینه وآرامش ووقارواطمینان:(یاایَّتُهاالنَّفسُ المُطمَئِنَّةُ)(فجر/بیست وهفت).اینهاروزیِ هر بی سروپایی نمی شود.آری،روزی آنانی که منهمک درلذّات حسی بودند،نمی شود.
وامتنعت المعارف الربّوبیّة عن الحلول فیه.علم خیلی تمنّع داردومنیع وخویشتن دارورفیع القدراست.چنین نیست که درهرخرابه ای یا هر ویرانه ای واردشود،کاخ ربوبی ولانۀ اصیل می خواهد.«وَالعِلمُ نُورٌیَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاءُ».الآن آخوندمی فرمایدبه اصطلاح والفاظ حفظ کردن نیست.چه بسااشخاصی حافظ هستند،اماآن نورعلم راندارند،همان طورکه خواجه دراشارات،نمط سوم فرموده بود:خیلی اهل صنایع وحِرَف وعلوم بودندواهل قلم ازنظم و نثرندوبرتألیف وتنظیم الفاظ تواناهستند،اما(مَن لَم یَجعَلِ اللهُ لَهُ نُوراًفَمالَهُ مِن نُورٍ)(نور/آیۀ چهل).

منبع،شرح فارسی اَلاَسفارُالاَربَعَةِ صدرالمتألهین شیرازی.جلداول آیة الله حسن حسن زاده آملی.

 

 

🌷عضو در کانال دارالسلام 🌷 👇🏻👇🏻👇🏻

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 meshkat.jpg - 69.61 kB


نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد