امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

آن کس را که فریاد بلند، کَر کند، آوای نرم حقیقت چگونه در او أثر خواهد کرد؟
شما مردم به وسیلۀ ما اهل بیت پیامبر علیه السلام، از تاریکی جهالت نجات یافته و هدایت شدید، و به کمک ما، به اوج ترقّی رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشیدو کَر است گوشی که بانگِ بلندِ پندها را نشنود، و آن کس را که فریاد بلند، کَر کند، آوای نرم حقیقت چگونه در او أثر خواهد کرد؟ قلبی که از ترس خدا لرزان است، همواره پایدار و با اطمینان باد!.
منبع، ترجمۀ خطبۀ چهارم از کتاب نهج البلاغه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

نظرات (0) کلیک ها: 670

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

عارف میتواند از اول به آخر پی ببرد

اگر عارف بود مرد تمامى   تواند خود به هر حد و مقامى  
بباطن بنگرد از صقع ظاهر   ز اول پى برد تا عمق آخر

هر مرتبه اى از وجود در قوس نزول متن ما بعدش مى باشد و شرح ما قبل خود است . لذا از ماقبلش نسبت به او تعبير به قضا و متن و جمع مى شود و از اين مرتبه ما بعد آن ماقبل ، تعبير به قدر و شرح و فرق و تفصيل مى گردد، چه اينكه همين مرتبه براى بعدش متن و قضاء است و آن نيز شرح و قدر اين است ، و عارف بالله كه مظهر ((يا من لا يشغله شان عن شاءن )) اوست ، در هر مرتبه اى واقع گردد هم ما قبل آن را مى خواند و هم مابعد آن را، لذا فرمودند كه شما اينجا را كه ظاهرند بنگريد و چون آيات و نردبان صعود به آن باطن اند، و بالا برويد.
انسانهاى كامل كه عالمان به غيب اند، از همين مسير رفته اند و لذا علم به غيب زير سر انزالى بودن موجودات است و چون ترتيب وجودى است كه هر مرتبه اى هم از قبلش حكايت دارد و هم بر بعدش دلالت ، لذا آنها در هر مرتبه اى هم قبل آن را مى خوانند و هم بعدش را. لذا از صقع و ناحيه ظاهر مى توانند به باطن آن بنگرند چه اينكه در قوس صعود وقتى نظر به اول هر موجودى بياندازند تا آخر او را مى خوانند. لذا در آيات قرآن ما با حذف مضاف همراه نيستيم . مثلا ((و اسئل القرية )) نياز به تقدير ((اهل )) ندارد بلكه به حقيقت از خود قريه سوال شود زيرا كه اين ظاهر از باطن گسيخته و جدا نيست . فتدبر.
لذا اكملين را در همه عوالم سير است .
از اين لطيفه سبحانى تدبر نما در واقعه بوسيدن دستان مبارك حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس بعد از تولد، كه قنداقه حضرتش را به نزد جناب مولى آوردند حضرت امير به دستان وى بوسه زده است براى اينكه از اول تا آخر مسائل او را آگاهى دارد.
مولايم در اين مقام فرمود: ((چهار امام معصوم و حجت خدا عليهم السلام به دستهاى جناب ابوالفضل العباس بوسه زده اند كه اولين آنها امام امير المؤ منين (عليه السلام ) بود و سپس امام مجتبى (عليه السلام ) و نيز امام سيدالشهداء و امام زين العابدين (عليهما السلام ) بر آن دستان بوسه زده اند كه حقيقتا جا داشت )). يا كاشف الكرب عن وجه الحسين (عليه السلام )، اكشف كربى بحق اخيك الحسين (عليه السلام ).

منبع:جلد دوم شرح دفتر دل-شارح:استاد صمدی آملی

مشکات ولایت دارالسلام الهی

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

نظرات (0) کلیک ها: 766

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

اي يطهر هم عن كل شيءسوي الله ذلا طاهر من تدنس بشيءمن الاكوان الا الله:

بهترين راه زنگار زدايي آن نوشيدن و چشيدن شراب طهور است كه ( و سقيهم ربهم شرابا طهورا ) است و جناب صادق آل محمد صلي الله عليه و آله فرمود : ( اي يطهر هم عن كل شي ء سوي الله اذ لا طاهر من تدنس بشي ء من الاكوان الا الله )

شرابي كه طهور است يعني هم پاك است و هم پاك كننده از هر چه كه جز خداست پاك مي كند زيرا طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست دنس چرك است و اكوان موجودات .
و مراد از دنس و نقص امكان است كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است .
اين شراب انساني را از ما سوي الله شست و شوي مي دهد و اينچنين انسان به نود شهود مي يابد كه ( هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ) و حقيقت ( فاينما تولوا فيم وجه الله ) برايش تجلي مي كند .
ملا مهدي نراقي فرمايد :
بيا ساقيا من به قربان تو
فداي تو و عهد و پيمان تو
ميي ده كه افزايدم عقل و جان
فتد در دلم عكس روحانيان
نه زان مي كه شرع رسول انام
شمرده خبيث و نموده حرام
از آن مي كه پروردگار غفور
نموده است نامش شراب طهور
12 - شبي خلوت نما با دفتر دل
ببين در دفترت داري چه حاصل
به مناسبت بيت قبلي كه فرمود تاآيينه دل زنگار گرفته است در حجاب است ؛ در اين بيت مي فرمايد كه حال به خلوت و سكوت بنشين و دفتر دلت را باز نما تا ببيني در آن چه داري و نتيجه آنچه كه در او داري چيست آيا زنگار گرفته است كه از نماياندن جمال دوست استيحاش دارد و يا آنكه چون آب صافي عكس مه رويان خدا در آنست لذا در بيت بعدي فرمود :
13 - بشورانش كه از سان ضماير
بشب بيني يوم تبلي السراير
سان دادن همان بروز و ظهور دادن است كه به عربي ( عرض ) دادن است . يعني اين دفتر دل را در خلوت و سكوت شب بشورانش ، تا آن كه كه از ظهور و بروز اندرون دل و رازهاي نهفته در آن در همان شب و تاريكي آن روز بروز درونها را مشاهده نمايي و همين جا قيامت تو قيام كند كه ( حاسبوا قبل ان تحاسبوا ) و ( موتوا قبل ان تموموا ) كه همان موت اختياري است .
در سر و سر السر هر شخصي ، حقايقي نهفته است كه با شوراندن و سان دادن آن در خلوتخانه راز و نياز در مرتبه قلب آن اسرار ظهور مي كند و هم اكنون به نامه اعمال خويش دست مي يابد .
هر كه خاموش شد گويا شد . هر كه چشم سر بست بينا شد . هر كه گوش دل گشود دانا شد . هر كه را حضور است نور است .
دستور العمل سكوت از بهترين دستورات سير و سلوك عرفاني است كه براي هر سالكي لازم است ، تا با خودش خلوت نمايد و آنچه در نهانخانه غيب خويش دارد بيرون آورد و مخفي گاههاي دل را پيدا نمايد تا ببيند در آن چه نهفته است .
حضرت علامه طباطبايي صاحب الميزان رحمه الله عليه از عارف كامل و اصل جناب آسيد علي قاضي رضوان الله تعالي عليه نقل مي فرمود كه ايشان مي فرمودند گاهي با جرم گيري ، آب حوض را لايروبي مي كنند و لاي و لجن آن را بر مي دارند و به ظاهر آب حوض صاف مي نمايد ولي بلافاصله رنگ و بوي آن عوض مي شود . معلوم مي شود كه در هنگام لايروبي سنگي ، استخواني پوسيده و لاي و لجن دار در گوشه اي از حوض و آن مخفي گاهها بوده است كه جرمكش آن را نگرفته و آن استخوان لاي و لجن دارد كارش را مي كند و آب حوض را كثيف و بدبو مي كند كه وجين كردن مخفي گاههاي دل كار آساني نيست .
از اشعار تبري مولايم بشنو كه چه شيرين سرشته است :
برزيگرون بديمه بينجه جار
بينجه جاره وجين كردنه خوار خوار
مره باوتنه اي جان برار
شه دكاشته وجين ها كن و خوار دار
كشاورزان را در مزرعه ديدم كه مشغول درست وجين كردن آن بوده اند و علفهاي هرز را از آن دور مي كردند كه به من گفه اند كه اي برادر جان كاشته هايت را وجين كن و آن را خوب نگه بدار .

مشکات ولایت دارالسلام الهی

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

نظرات (0) کلیک ها: 1112

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

حالات و مکاشفات سالکان الی الله

شده يكجايى هر جايى آندم   نه در عالم نه در بيرون عالم

تمثلات و حالاتى پيش مى آيد كه به ظاهر در گوشه اى از اتاق نشسته است ولى در اطوار وجودى خود در حال سير است كه مربوط به باطن عالم است . چنانكه از عارفى بشنوى كه بگويد در حال خلوت و سكوت نشسته بودم و در حالت خاص خود اينچنين در عالم سفر كرده ام و اين حقايق را ديده ام با ديده استبعاد ننگرى كه حق است و آن حال وى نه در عالم ظاهر است كه مربوط به جان او و اطوار وجودى و شئون حالات اوست و نه در بيرون عالم است كه در ذات اوست و ذاتش هم جزئى از اين عالم است . البته هر چه مراقبت قوى تر باشد، اثر حال توجه بيشتر و لذيذتر و اوضاع و احوالى كه پيش مى آيد قوی تر است. در اشعار حضرت علامه آمده است :

مرا زين گونه حالاتست بسيار   نيارم گفتنش از بيم جاهل 
به كتمانى نهانتر از نهانى   به سر آورده ام طى منازل 
ولى تا دم بر آوردم ز دردم   دهنها باز شد چون عرق نازل 
به يكسو شعله ور شد شر حاسد   به يكسو حمله ور شد طعن عاذل

و نيز در همين رابطه در رساله ((انسان در عرف عرفان )) فرمودند:
((بسيارى از آنچه كه در ماوراى نشاءه طبيعت به انسان روى مى آورند بروز و ظهور ملكاتى اند كه انسان به كسب يا اكتساب در مزرعه ذات خويش كاشته است چه هر كس زرع و زارع و مزرعه خود است ؛ و به عبارت ديگر مهمان سفره خود است كه ((الدنيا مزرعة الاخرة ))؛ پس بدان كه ملكات مواد صور برزخيه اند، و به بيان گرانقدر شيخ اجل سعدى :

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر   كاى نور چشم من بجز از كشته ندروى

چند واقعه اى كه نقل كرده ايم همه از خود من برخاسته اند و بيرون از من نبودند، در كريمه لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد (سوره ق /35) و در همين معنى جناب متاءله سبزوارى در شرح مثنوى معنوى چه نيكو فرموده است : ((وسايط در حشر همه ذاتيه و داخله اند، نه خارجه از ذات و باطن ذات نفوس مثل اين عالم دنيا)) انتهى .

مشکات ولایت دارالسلام الهی

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

نظرات (0) کلیک ها: 1113

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

چه کسانی به جناب ابوالفضل توسل کنند؟
هر کسی که می خواهد سَر به سَرور بدهد، دل را به دلبر تقدیم بفرماید، به جناب ابوالفضل العباس توسل بفرماید. این هم هدیه امشب شما.
یکی درد و یکی درمان پسندد/ یکی وصل و یکی هجران پسندد/ من از درمان و درد و وصل و هجران/ پسندم آنچه را جانان پسندد.
تمام انبیاء به وجود ابوالفضل افتخار می کنند. تمام ائمه به وجود نازنین ابوالفضل افتخار می کنند.
جناب ابوالفضل چه می خواهی؟ من فقط و فقط مولایم حسین را دوست دارم هیچی دیگر نمی خواهم. من سَر به سرورم دادم و دل به دلبر دادم.من باید ببینم حسینم چه می خواهد. من عبدالحسین هستم. عباس عبدالحسین است. به حقیقت چهار امام معصوم دست ابوالفضل را بوسه زدند.

مشکات ولایت دارالسلام الهی

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 691