ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال


?بسم الله الرحمن الرحیم ?


?#میقات

چون حق متعال  موسی را به میقات خواند ، پس موسی به قوم خود فرمود:
 وعده حق محقق گردید و شما را از نفس فرعون به ساحل نجات ایمن ساخت و من به  امر حق به کوه طور که میقات من وخدای من است میروم و برادرم هارون را وصی وجانشینم نزد شما رهبر و راهنما است .
که خداوند هیچ خلقی وامتی  را بی سر پرست و مربی رها نمیکند .
در تفسیر انفسی قرآن هر  پیامبری و هر امامی شرح وجودی امت خویش است عقل فطری را پیامبر تشریعی وامت را همان نفس این سویی معنا فرمودند.
داستان حضرت موسی وقوم بنی اسرائیل داستان نفس انسان وعقل فطری اوست که به تفضیل در قرآن بدان اشاره شده.
اگردر شرح داستان حضرت موسی و قوم دقت شود خواهیم فهمید که این یک داستان نیست و اسرار و رمزهایی وکدهایی  درآن وجود دارد که به سالک  کمک میکند تا به درک حقیقت وجودیش آگاهتر شود که قرآن شرح وجودی انسان کامل است .
خداوند عالم ، حقیقت وجودی انسان را در قالب داستان در قرآن بیان داشت موسی داستان را همان  عقل فطری و امت را همان قوای تحت امر ، فرعون را نفس حیوانی  و سامری را وهَم یا همان شیطان بیان فرمود .
برای فهم بهتر بحث ، گریزی به داستان آدم علیه السلام می اندازیم  تا مبانی بحث  باز تر گردد .


 در قرآن آمده :

آدم علیه السلام  به امر الهی دستور یافت که هابیل را جانشین خویش کند تا امت بعد از او سرگردان نمانند . امت را هم قوای ظاهری معنی کردیم .
وآدم علیه السلام  (عقل فطری)  ،هابیل را جانشین خویش به امت معرفی کرد . یعنی بعد از عقل فطری  ، عقل اکتسابی(حکمت) مدیر ومدبر باشد که سزاوار تر از هابیل  بر امر خلافت و حکومت قوا است .
در داستان ، قابیل به برتری بودن هابیل  نزد (عقل فطری یعنی پدر خویش) احتجاج کرد.
 قابیل گفت قربانی من نزد خدا شرافتش از قربانی نفس حیوانی هابیل بیشتر است .
یعنی ریاضت جسمی را برتر از ریاضت علمی دانست . به یک معنی

در این داستان هابیل برای تقرب به حق تعالی  نفس حیوانی خود را قربانی کرد و قابیل  نفس نباتی خود را . داستان به وضوح این نکته را بیان میکند که  ای فرزند آدم برای رسیدن به قرب من آن صفتهای حیوانی را قربانی کن نه با ریاضت تشنگی وگرسنگی.
 جسمت را قربانی کنی ،
داستان هابیل وقابیل  داستان کینه وحسد نیست بلکه جهل انسان به خویش است وچه شیرین  به زبان داستان  نقل حال متعصبان دین را بیان کرد که بدونه معرفت راه ریاضت در پیش میگیرند وبرجسم خود می تازند وغافل از آن هستند که خویش راه به هلاکت می اندازند.
قابیل جسم نباتی خود را قربانی جهل خویش کرد و چون نفس حیوانی از نفس نباتی روزی می خورد نفس حیوانی را هم به هلاکت انداخت .

ادامه در پست بعدی

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 



نظرات (0) کلیک ها: 422

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

?میقات ?



گفته‌اند که در زبان عربی «میقات»، مصدری سماعی از ریشۀ ثُلاثی «وقت» است. وقت یعنی مقداری از زمان، و میقات یعنی هرچه که برایش نهایتی در نظر گیرند. مثلا،ً آخرت میقات خلق است و هِلال، میقات ماه .
 میقات اسم زمان و مکان بر وزن مِفعال است که در آن واو «مِوقات» به یاء تبدیل شده  ،مراد همان  وعده‌ای است که زمانی برای آن معلوم، یا مکانی است که زمان انجام کاری در آن واقع می‌شود .
 میقات به معنی انتهای زمان است.
چنان که لغویان مسلمان هم تصریح نموده‌اند، تفاوت میقات و وقت در این است که میقات مدت زمانی است که در نظر می‌گیرند تا اعمالی در آن انجام شود؛ ولی وقت چنین نیست و لزوما پایانی ندارد .
همانطور عالم هستی میقات ظهور اسما ء صفات الهی است .
نماز و روزه میقات نفس انسانی است .
هرموجود وهر نَفسی را میقات است در نظام وجود .
"کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام "

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 168

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

.

☘️بسم الله الرحمن الرحیم ☘️

رمضان میقات مومن است ، شاید این عبارت را تا کنون نشنیده باشید .بهتر است اجمالی در شرح این عبارت عرایضی تقدیم بداریم اگر خداوند روزی فرموده موضوع پست هایی آینده ما همین عبارت خواهد بود.
آنچه می توان بعنوان محصول بحث پیش رو بیان کرد، آن است که میقات در فرهنگ ، به مکانی گفته می شود که انجام فعل، مثل احرام . یعنی حرمتی که هتک آن روا نیست ، در آن مکان مشخص وضرورت دارد.
 چراکه وعده الهی تحقق نمی یابد مگر به حفظ حرمت آن .
 برای گام نهادن در میقات رمضان  وعده نزول اسمای حق ضرورت است برای واردکننده .
با این وجودخداوند واجب کرد بر خود که از رحمت خویش نصیب مومن کند همانطور که بر مومن واجب کرد ورود به میقات را  .
پس اسباب جمع دار و یقین کن که هرکس وارد شود به میقات رمضان شامل لطف و رحمت حق میگردد.
در این منزلگاه خدا میزبان است واعطاء میکند آنچکه در خزینه ی خویش داراست ومهمان در این سفره الهی  بقدر قابلیت خویش حق در ذاتش تجلی میدهد  وبدان که حرمت مهمان رعایت احکام متناسب با شان میقات است . پس ای مومن بقدر همت خویش آبروی میزبان را محفوظ بدار .
که میزبان گرامی داشت و واجب کرد برخود تا تورا غرق رحمت خویش کند .

 

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 

نظرات (0) کلیک ها: 421

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

??????????
????????
??????
????
??
?

?گوسفند شما کجاست ?


قدیما در روستاها وآبادیها در هر خانه اي حیوان خانگی وجود داشت و به اصطلاح مازَني میگفتند(بِلا چَک گیرِ)یا همان سِپَر بلا.
اگر قرار بود بلایی براعضايِ خانواده نازل بشه آن بلا بر حیوانِ خانه نازل میشد.
ریشه اعتقادها،به باور ومذاهب قوم برمیگردد که در احادیث نیز به برکت آن اشاره شده ،مثلا از خاتم نبیین صلوات الله اجمعین نقل شده:
?بودن گوسفند  در خانه باعث می‌شود که هفتاد فقر از بین برود.?

اگر پدر  گوسفندی از گله چوپان میخرید.گوسفندی که از گَله جدا ميشد با صاحب جدیدِ خودش به سادگی انس نمیگرفت مدتی طول میکشید تا با شرایط جدید انس گیرد .در روزهای اوليه سرو صدا میکرد  و لب به غذا نمیزند .
اهل ِخانه از گوشه و اطرف، علفی،غذايي،نونی تهيه ميكردند و نزديكِ گوسفند میشدند و با ذوق و نوازش غذايش را میدادند و آنقدر به آرامي نوازشِش میکردند،تا غذایی که برایش تهیه کرده بودند بخورد.
رقابتی در بچه ها پیش می آمد که گوسفند به یکی از آنها عادت کند وبه تعبیر مازندارنی،دستی شود،یعنی رفیق شود.
خلاصه بعد از مدتی بچه ها طناب را از گردنش میگرفتند و رهایش میکردند و جایی دورتر می ایستادند ومنتظر ميماندند ببینند گوسفند به كدامشان رقبت پيدا ميكند و به سويش ميرود،
حال وقتی به یکی انس میگرفت هرجا او میرفت گوسفند همراهش بود گاهی در راهِ مدرسه رفتنشان دنبالشان میرفت و آنها هم مجبور بودند،افسار بر گردنش کرده وبه  جایی میبستند تا دنبالشان نرود.
 گوسفندِ بيچاره آنقدر بَع بَع میکرد تا آنها از مدرسه بر میگشتند
ما هم منتظر بودیم زنگ خلاصی به صدا دربيايد و زودتر برویم تا با رفیق جدید گَپی و در دلی کنیم وبه بهانه علف به صحرا برویم.
اما
وقتی به صحرا میرفتیم  در مسیر میدیدیم،در جايي ایستاده و مشغول خوردن علف هست وماهم مجبور بودیم بايستیم
گاهی گوسفند از ما وگاهي ما از گوسفند جلو ميزدیم ،بمحض اینکه ازش غفلت میکردیم ،گوسفند واردِ باغ و زمین مردم ميشد ماهم  به دنبالش می دویدم وگاهی هم دنبال کسی دیگر راه می افتاد وکلاً همراهيمان نميكرد.

خلاصه اینکه یه وقت متوجه میشدیم ما اسیر ان و مطیع گوسفند  شدیم ،نه گوسفند اسیر ومطیع ما، و بسیار طغیان میکرد و به سختي  و زور برمي گشتیم خانه ،طوری  می شددیگر رغبت نمیکردیم برای چریدن به صحرا ببریمش ،چون از نافرمانیهایش  به ستوه می امدیم

گاهی میدیدم کلاً رهایمان کرد ودنبال کسی دیگر به راه افتاد واین کارش  اصلا بریمان خوشایندنبود ،نارحت هم میشدیم  .

?مثَل این  داستان حقیقی ،مثل ما و  خیالِ

 در ابتدای مسير، تهذیبِ قوه ی خیال به سادگی خودش را در قِید قرار نمیدهد چون عادت به پراکندگی کرده و آزاد بوده به هر جا سَرَک ميکشد .

ما هر روز گوسفند خیال را به صحرا میبریم تا بِچَرد و گاهی از او عقب می افتیم وگاهی جلو واندک زمانی با ماست.

از صبح که قصد ميكنيم به محل کار برویم میبینیم او جلوتر از ما رفته  محل کار و دارد میچَرد ویا از خانه بسمت محل کار میرویم میبینیم او هنوز توی خونه مانده با حرف وحدیثهایی که در خانه بود ه دارد میچرد .
یه وقت به خود مياييم،میبینیم چند ماه و چند سال گذشت و او دارد برای خودش میچرد و ما هم بدنبالش میدویدیم .
وگاهی میبینم چند روز وچند سال از ما عقب افتاد.
در واقع ما از خیال عقب افتاده ایم اگر به خودمان و به این خلق الله توجه کنیم میبینیم همگی  سرگردان وحیران و عجول وشتابان...
چه شده آقا! چرا اینقدر اضطراب داری وعجله؟!!  
کار دارم...  
باید بروم فلانی را ببینم،فلان کار انجام دهم .
توی ترافیک،توی صف،بوق بوق یعنی گوسفنداز دستش در رفت ،خیالش رفته و جلوتر ازاو میچرد و او هم دنبالش میدود و چه شتابان هم ميدوند..

میرویم وام 10ساله میگیریم وتا ده سال دنبالش میکنیم.
خلاصه عجب عقب،افتاده ایم ؟!!
چرا نمیرسیم !!
چطور میخواهیم نماز بخوانیم ؟! کی میشود نماز خواند ؟
خیال نه در نماز باتوست نه در غیر نماز ، یا جلو افتاده یا عقب.
در ظاهر یه سُبحان ربی العظیم  و بحمده میگوييم.
تو خیال میکنی گوسفندِ تو با تو هست ؟
یه ذکری هم كه میگیریم،خیال یا در خانه کسی هست، یا در حال فروختن است  یاخریدن يا ارباب رجوع دارد یا دارد  در چراگاهِ حرف اینو ان میچرد! همه هستند جز خودِ او كه بايد باشد.

چند سال طول میکشد نماز خوان بشويم . یه وقت نشستی وخیال هم باتوست و داری وردی را میخوانی میبینی در حالِ نوشخوار است،اصلا بهت توجه ندارد .ومثل اوهام زدگان چشم و گوشش به اینور و اآنور میچرخد .
از همین حالا، از همین امروز ازهمین لحظه بخواهیم شروع کنیم ،تا چند سالِ دیگر به گوسفندمان میرسیم ؟؟!!!
حالا رسیدیم، نوشخوارش را چه کنیم !؟
از همین الان هم بخواهيم شروع كنيم میبینیم کُلی از ما جلوست و یا کُلی از ما عقب است .
آنوقت دلخور ميشويم از كسي كه به ما ميگويد:

"عقب ، افتاده"

وجداناً و به تحقیق عقب اُفتاده نیستیم ؟؟
کی اَب زمان (پدرِ زمان) میخواهیم بشویم ؟

دورکعت نماز صبح میخوانيم قربه الی الله
کدام قرب ؟! کی میخواهد مقرب بشه؟ کجايی؟ تو اصلا هستی ؟

اي عزيز؛ 786 قوه در ما  باید حاضر شود تا قرب الی الله حاصل گردد . یکی همين خیال است  .....باقی اش چی میشود؟؟؟

ادامه دارد .......

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat


نظرات (0) کلیک ها: 399

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

دعا برای شفا مریض

قبل از قرائت دورکعت نماز بخوانید وخیر سعادت خودو مریض خویش را بخواهید.که نبی اکرم صلوات براو واهل بیت او فرمود:

هرگه این سوره قرآن کریم را با خلوص بر بیمار بخوانند انشاءالله شفابخش است. در روایتی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است: هنگام

قرائت سه ایه آخر سوره حشر دست را بر سر بگذارید و آیات را قرائت نمایید که این دستور جبرییل است از جانب خداوند . و این عمل شفای همه بیماری

هاست به جز مرگ.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لأوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا

أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الأبْصَارِ ﴿٢﴾

وَلَوْلا أَنْ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ﴿٣﴾ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ یُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۴﴾ مَا

قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ ﴿۵﴾ وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ

یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۶﴾ مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ

السَّبِیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الأغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿٧﴾ لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا

مِنْ دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿٨﴾ وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالإیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ

وَلا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٩﴾ وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ

یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإیمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿١٠﴾ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لإخْوَانِهِمُ الَّذِینَ

کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَلا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿١١﴾ لَئِنْ أُخْرِجُوا لا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِنْ

قُوتِلُوا لا یَنْصُرُونَهُمْ وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الأدْبَارَ ثُمَّ لا یُنْصَرُونَ ﴿١٢﴾ لأنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ ﴿١٣﴾ لا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا إِلا

فِی قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ ﴿١۴﴾ کَمَثَلِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیبًا ذَاقُوا وَبَالَ

أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿١۵﴾ کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلإنْسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿١۶﴾ فَکَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِی النَّارِ

خَالِدَیْنِ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ ﴿١٧﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨﴾ وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا

اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١٩﴾ لا یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿٢٠﴾ لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ

خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿٢١﴾ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿٢٢﴾ هُوَ

اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿٢٣﴾ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأسْمَاءُ

الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿٢۴﴾

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 



نظرات (0) کلیک ها: 423