ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

جناب حضرت شیخ در کتاب شریف وصایا مطلبی مهم راجع به شرایط استجابت دعا می فرمایند :

 

علیک بمراعاه الأوقات فی الدعا مثل الدعا عند الأذان و عند الحرب و عند إفتتاح الصلاه .

فإن المطلوب من الدعاء إنما هو الإجابه فیما وقع السوال فیه من الله . أسباب القبول کثیره و تنحصر فی الزمان و المکان و الحال و نفس الکلمه التی تذکر الله بها من الذکر حین تدعو فی مسأله فإنه إذا إقترن واحد من هذه الأربعه بالدعا أجیب الدعا و أقوی هذه الأربعه الإسم ثم الحال .

 

ترجمه :

بر تو باد به رعایت کردن اوقات دعا مثل هنگام اذان ( اول وقت نماز ) و هنگام جنگ و هنگامی که می خواهی نماز را شروع نمایی ( حتی اگر در اول وقت نباشد ) .

مقصود از دعا به اجابت رسیدن آنچیزی است که در دعا از خداوند خواسته ایم . اسباب قبول دعا زیاد است که آنها منحصر در امور زیر می باشند :

1 ـ زمان دعا کردن ( مثل زمان هایی که در بالا یاد شد )

2 ـ مکانی که در آن دعا می شود .

3 ـ حال شخص در هنگام  دعا کردن .

4 ـ کلماتی که با آنها خداوند را می خواند .

بدرستیکه زمانی که یکی از این امور چهارگانه همراه دعا باشد دعا مستجاب می گردد .

مهم ترین این امور اسمی از اسماء خداوند است که در هنگام دعا با آن اسم خداوند را صدا می زنی ( مورد چهارم ) و بعد از آن حال شخص دعا کننده از اهمیت بیشتری برخوردار است .

 

توضیحی مهم از راقم :

حال شخص در هنگام دعا کردن دخلی عظیم در استجابت دعا دارد . مثلا هر چه با حضور قلب بیشتر و با دل شکستگی و خضوع و توجه بیشتر باشد به اجابت نزدیک تر است . یکی از بهترین حالات در هنگام دعا حال انقطاع الی الله است . یعنی شخص سایل از همه چیز و همه کس منقطع شده باشد و تنها دلش و امیدش به حق سبحانه و تعالی باشد و حقیقتا او را موثر حقیقی در نظام وجود ببیند .

مقصود از مطلب چهارم که حضرت شیخ بزرگوار ما آن را بعنوان  مهم ترین شرط در استجابت دعا ذکر فرموده اند همان کلمات و اذکار و اسمی است که با آنها به خداوند روی آورده و توسل می نماید .

اسمی که با آن خداوند را می خوانیم دخلی عظیم در استجابت دعا دارد که از توضیح علمی آن در این مکان معذوریم .

باید اسمی ار اسماء الله را که برای دعا و توسل به حقیقتش انتخاب می نماییم متناسب با خواسته ی ما باشد مثلا اگر خواسته ی ما بخشش و عفو گناهان  با  اسم متناسب با آن را که غفور و رحیم و عفو و . . . هست را باید انتخاب نماییم نه اسم منتقم و قهار را .

باید بگوییم یا ارحم الراحمین نه یا اشد المعاقبین

چرا که خواندن هر اسمی در واقع ارتباط با حقیقت آن و اتصال وجودی با آن و کمک گرفتن و در خواست تاثیر از حقیقت آن است و هر اسمی بر اساس مقتضای وجودی خویش کار خاصی را انجام می دهد .

در عرف هم همینگونه است وقتی خواسته ایی از کسی داریم الفاط متناسب را انتخاب کرده و با آنها روی به شخص می آوریم تا احساسات شخص تهییج شود و آماده ی برای اجابت خواسته مان گردد .

نکته مهم :

برای اینکه بدانیم برای چه خواسته ای چه اسمی را باید بخوانیم یکی از روش های آن بررسی آیاتی است که در آن ها انبیاء خواسته های خود را از خداوند خواسته اند . مثلا فرمود یا خیرالوارثین برا ی طلب فرزند .

همچنین بررسی ادعیه وارده از حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

نظرات (0) کلیک ها: 306

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

دستورالعمل : اذان گفتن موقع نماز

جناب حضرت شیخ روحی لتراب مضجعه الفداء در کتاب شریف وصایا سفارش به اذان و اقامه می فرمایند :

وصیه :

علیک بالأذان لکل صلاه أو تقول ما یقول الموذن إذا أذن . و اذا اذنت فارفع صوتک فإن الموذن یشهد له یوم القیامه مدی صوته من رطب و یابس .

و لو علم الإنسان ما فی الأذان ما ترکه .

و أذنت یوما فکلما ذکرته کلمه من الاذان کشف الله عن بصری فرأیت ما لها مد البصر من الخیر . فعاینت خیرا عظیما  لو رآه الناس العقلاء لذهلوا کل کلمه . و قیل لی هذا الذی رأیت ثواب الأذان .

 

ترجمه :

بر تو باد به اذان گفتن برای هر نماری و یا اینکه (اگر شخصی در حال اذان گفتن است ) آنچه که موذن می گوید را تکرار نما .

و اذان را با صدای بلند بگو چرا که در روز قیامت هر تر و خشکی که صدای موذن در هنگام اذان گفتن به آنها می رسیده  به نفع  او شهادت می دهند .

اگر مردم می دانستند که در اذان گفتن چه چیزهایی وجود دارد آن را ترک نمی کردند .

سپس حضرت شیخ که جانم بفدایش باد واقعه ای ( مکاشفه ای ) را از خود نقل می فرمایند :

روزی در هنگام اذان گفتن در هنگام  به ازای هر حرفی ار اذان پرده ای ار مقابل چشمانم برداشته می شد و خیرات و برکات آن کلمه را میدیدم که تا جایی که چشم کار می کند بود . پس خیر عظیمی را دیدم که اگرعقلای ازمردم می دیدند غافل میگشتند و هر سخنی را از یاد می بردند . در آن هنگام به من گفته شد : این چیزی که دیدی ثواب اذان است .

 

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 494

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

عدد ابجدي: 80

به معناي داناي هر شيئي و احصاکننده ي عدد هر شيئي است و نيز به معني کفايت کننده و مُحاسب بندگان در اعمال ايشان نيز آمده است. «شيخ بُرسي» (ره) فرموده است هر کس ابتدائي نمايد از روز پنجشنبه تا هفت هفته و هر روزي هفتاد مرتبه بگويد «حَسبِيَ اللهُ الحَسيب»، کفايت مي شود هر چيزي را که طلب کند و نجات مي يابد از هر چيزي که از آن مي ترسد و بعضي هفتاد و هفت نوبت گفته اند و مداومت بر اين اسم براي درست آمدن محاسبات و فيصله يافتن امور به هم ريخته مجرّب است. همچنين خواندن اين اسم تا هشتاد مرتبه براي دفع شرّ غمّازان(سخن چينان) و حاسدان نافع است و براي دفع دشمنِ قوي نيز مجرّب است. هر کس در صبحگاه هفتاد و هفت مرتبه و در شبانگاه به همين عدد اين اسم را بخواند مال و فرزندان او از نکبتها و آفات ايمن گردد و نگاه داشتن مکسَّر اين اسم نيز مفيد فوايد مذکوره است و صورتش اين است:

ح

س

ی

ب

ب

ح

ی

س

س

ب

ی

ح

شکل شماره(1)

مربّع زير نيز همين فوايد را دارد:

ح

س

ی

ب

ی

ب

ح

س

ب

ی

س

ح

س

ح

ب

ی

شکل شماره(2)

همچنين اگر کسي اين مربّع را در هنگامي که آفتاب در برج اسد يا در برج حمل باشد بنويسد و با خود دارد و روزي بيست و يک مرتبه بگويد: «حَسبِيَ رَبِّي مِن کُلّ مُربّي» اگر همه ي عالم دشمن او شوند اَلَمي به او نتوانند رسانيد و اگر سلطان را بر او خشم باشد چون نظرش بر او افتد مهربان گردد و او را مقرّب خود سازد و بعضي گفته اند اين مربّع را در اطلس سبز وضع نمايد(بگذارد) و صورتش اين است:

حسبی

ربی

من کل

مربی

مربی

من کل

ربی

حسبی

ربی

حسبی

مربی

من کل

من کل

مربی

حسبی

ربی

شکل شماره(3)

همين طور نگاه داشتن و نظر کردن در مربّع به شکل مکسَّر "حسيب مقتدر" فوايد بسياري دارد و صورتش اين است:

ح

س

ی

ب

م

ق

ت

د

ر

د

ر

ت

س

ی

ح

م

ق

ت

ق

ب

م

ر

ت

د

ی

ح

س

ح

س

ی

ب

م

ق

ت

د

ر

ت

د

ر

ح

س

ی

ب

م

ق

ب

م

ق

ت

د

ر

ح

س

ی

ح

س

ی

ب

م

ق

ت

د

ر

ت

د

ر

ح

س

ی

ب

م

ق

ب

م

ق

ت

د

ر

ح

س

ی

شکل شماره(4)

و نيز مکسَّر اين دو اسم به تکسير صدر مؤخّر نيز همين فوايد را دارد.

پژوهه در مفهوم الحسيب از مترجم

اين واژه از اسماي خداوند متعال به معاني «بسنده»، «شمارشگر» و «شريف» مي باشد و وزن صرفي آن- صفت مشبهه- دلالت بر دوام آن دارد. اين اسم سه بار در قرآن کريم ذکر شده است. با توجّه به معاني ذکرشده، مي توان تفاسير زير را براي هر يک برشمرد:
1) بسنده؛ چون خداوند صِرف الوجود است و کمال هر شيء از وجود او تبعيت مي کند؛ "حضرت حقّ" حايز تمام کمال هاست پس در هر مرتبه اي، بسنده ي مخلوق و اجابتگر استدعاي ذاتي او در رفع نواقص است. آيه ي 6 از سوره ي نساء-«و کَفي بِاللهِ حَسيباً»-بيانگر همين معني و اشاره ي انفال آيه ي 64- «يا ايّها النّبي حَسبُک الله»- گوياي اين تفسير مي باشد.
2) شمارشگر يا محاسب؛ چنان که لفظ جليس بر وزن حسيب به معني مُجالس، و نديم به معني مُنادم مي باشد. چون خداوند، حکيم عادل است کليه ي اعمال عبد را درست سنجيده و به نحو صحيح آن را پاداش و کيفر مي دهد زيرا «وَ ما يَعزُبُ عَن رَبِّکَ مِن مِثقالَ ذَرَّةٍ فِي الاَرضِ وَلا فِي السَّماءِ».(يونس/61). بنابراين مي توان کريمه ي اِسرا/14: «کَفي بِنَفسِکَ اليَومَ عَلَيکَ حَسيبا» را به همين معني دانست.
3) شريف به معني کسي که صفت شرافت دارد. اين معني بر مجد و علوّ صفات خداوند دلالت دارد. و آيه ي 6 سوره ي نسا را بر اين معني نيز مي توان حمل نمود. در هر حال حسيب براي اين معني اخير از اسماي ذات است. برخلاف معني دوم که از اسماي افعال مي باشد.
از سه معناي فوق براي «الحسيب» اين مطلب به دست مي آيد که خداوند براي محاسبه ي اعمال انسان کافي است ولي غفلت ما از دادگاه عدل الهي چنان از خود بي خبرمان کرده مثل آن که جاودانه در اين دار فاني هستيم!
"روز قيامت ترازوهاي درست مي نهيم و به هيچ کس ظلم نمي شود و هر عملي حتّي اگر به اندازه ي دانه ي خردلي باشد به حساب مي آوريم که ما نگهدارنده ي حساب هستيم."
«انبيا/47»
منبع مقاله :
شريف کاشاني، ملاحبيب الله؛ (1383)، خواص و مفاهيم اسماء الله الحُسني(نامهاي زيباي خداوند)، ترجمه ی محمدرسول دريايي، تهران: نشر صائب، چاپ ششم

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

نظرات (0) کلیک ها: 1843

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

اگر یک سر سوزن قابلیت داشته باشیم شکار خواهیم شد

 


اگر یک سر سوزن قابلیت داشته باشیم شکار خواهیم شد و مصداق این ادعا داستان «زهیر بن قین» است.

زهیر بن قین، از بزرگان قبیله بَجیله و اهل کوفه بود. بعد از فتنه ی سقیفه و شکاف در امت خاتم و اختلاف در خلافت، زهیر طرفدار «عثمان» شد و در زمان امام علی شمیشر را بر زمین گذاشت و به تجارت، روزگار گذراند. تا این ‌که در سال شصتم هجری، هنگام بازگشت از سفر مکه...  .

 


ابو مخنف از بزاری روایت کرد با زهیر بن قین بجلی از مکه بیرون آمدیم و در راه با حسین بن علی علیه السلام با هم بودیم و ما را هیچ چیز ناخوشتر نبود از اینکه در یک شب منزل با آن حضرت فرود آییم. هر وقت حسین به راه می افتاد، زهیر در جای می ماند و هر جا حسین می ماند، زهیر پیش روانه می شد. در یکی از منازل بین راه، در منزل « زَرُود»ناچار شدیم که درآن منزل بمانیم. اراده حق بر اراده زهیر قالب شد و جای خیمه اش را بنا کرد که امام درآن مکان شب منزل کرده بود. امام حسین علیها السلام  پرسید: آن  خیمه از کیست؟ گفتند: از زهیربن قین، و سپس رسولش را فرستاد تا زهیر را به نزد خویش بخواند.
چون رسول امام بر زهیر وارد شد و خبر داد فرزند رسول خدا تو را به نزد خویش خواند، زهیر بهت زده شد و لحظه ای در همان حال بود که همسرش او را متوجه رسول امام می کند. فرستاده امام از نزد زهیر بیرون شد و زهیر هراسان بود. نه دلِ ماندن داشت و نه پای رفتن، یعنی اعتقاد او نسبت به امام علی و فرزندش حسین علیهما السلام پایش را از اراده او خارج کرد. گاهی انسان مخیر بین عقل و دل می شود. زهیر نیز چنین شد. او به بینش خود، قیام امام را خروج از دین تلقی می کرد و به دل، آن رامعصوم از خطا میدانست. بر عقل خویش عقال زد و به تلنگری به سوی دل رفت.
از دیدار امام با زهیر کسی خبری ندارد و در هیچ جایی از تاریخ  نداریم کسی سرّ دیدارش با امام را فاش کرده باشد.
واقعا بین امام و زهیر چه پیش آمد که ناگهان از آن تصور نادرست نسبت به امام و پدرش کنده شد؟ از تمام  دین  و دنیای خویش گذشت و پای برهنه، خویش را تحویل امام داد و تسلیم محض شد؟!!
خیلی از مفسرین و صاحبان نظران  بر این باورند که امام برای زهیر مکاشفه ای  پیش آورد و یا درجات بهشت و جایگاهش را  در قیامت به او نشان داد، یا تصرفی در وی کرد؛ که سی سال بر امام و پدرش علی علیه السلام بود، ناگهان متحول شد و به امام پیوست . در آن سی سال نه با امام بود، و نه بر او؛ نه شمشیر با ایشان زد، و نه برعلیه ایشان .

نکته
بین زهیر و امام چه پیش آمد که زهیر چنین متحول شد؟!

پاسخ  انشاء الله در پست بعد.

شاید شما پاسخ سوال را بدانید.

 

چه سری در قضیه ی دیدار زهیربن قین با امام  وجود دارد ؟ 

آیا امام حسین علیه السلام در زهیر  تصرف کرد؟ این محال است بر اساس دلایلی که اقامه خواهد شد. اگر چنین بود مدعیان بسیارند که بگویند اگر در ما هم تصرفی میکرد ما نیز از شهدای کربلا بودیم .
آیا امام برای زهیر مکاشفه پیش آورده تا جایگاهش را مشاهد کند ؟ .......................
آیا امام به زهیر بشارتی داد.که خرسند شود وبه خشنودی آن بشارت وبه طمع رسیدن به آن از دین ودنیایش دست کشید؟
اگر چنین باشد چگونه به امام  دفعتا اعتماد کرد و ایمان  آورد ؟درصورتیکه از امام گریزان بود وحاضر نبود که با ایشان روبه رو شود .
اگر سخنان امام  برایش حجت  شد چرا قبل از آنکه با امام دیدار کند ؛بعد از شنیدن آنهمه کرامات وحقانیت این شجره طیبه خود  را تسلیم امر وصی خاتم صلوات الله علیه نکرد ؟ وببش از سی سال به شرع و فتوای غاصبان خلافت عمل میکرد؟
آیا امام برای زهیر،  استدلال بر حقانیتش اقامه کرد؟ و او را به خطایش آگاه ساخت ؟ چگونه این امر در فاصله اندک محقق میشود ؟ از کسی که به او ایمان ندارد؟
نکته
حصول یقین است 
هراتفاقی که بین امام و زهیر رخ داده باشد نتیجه اش جزء یقین برای زهیر نبود .

روای گوید :
زهیر برفت نزد حسین علیه السلام ودیری نگذشت شادان وخرم بازگشت وگفت :تا چادر و بارو بنه اورا برداشتند وسوی حسین     بردند وبه زوجه اش گفت « انت طاق » (یعنی تورا طلاق دادم )به خاندن خویش ملحق شو که من نمیخواهم از ناحیت من به تو جز  خوبی رسد . ارادت این خانوم بزرگوار به آل رسول صلوات الله غرامتی داشت که به اختیار وبا جان دل پذیرفت و آن نیز دست کشیدن از  شوهر و تمام زندگیش بود.

ای عزیز بدانکه هرچیزی را بهای است و بهای حب به حسین علیها السلام  وآل  او را قیمتش خودت هستی نه آنچیز که به شما تعلق دارد. مانند اموال

سوال
برای پاسخ به مجرای دیدار امام علیها السلام وزهیر دو راه وجود دارد .

 

 

 

#پاورقی ،
حال زهیر را بعد  از خبر فرستاده امام چنین وصف کردند:
عبارت از سکوت وآرامش است چنانچه ما در فارسی گویم نقش بردیوار ،وگویند شتران راچون کنه برسر زیاد شود وآرامش از آنها ببرد ،بعضی از مرغان بر سر آنها نشینند وآن کنه ها را به منقار برگیرند وشتر در آن حال هیچ جنبشی نکند تا آن مرغان ذره ذره آن کنه ها را تمام برچینند.
حال زهیر چنین بود .

 

منبع:

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

#رهگذر

 

نظرات (0) کلیک ها: 284

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

?این شکلات رو بگیر،دست از سرما بردار?

 

 

?مطلبی را چند وقت پیش نوشتم که جرعت نکردم  توی کانال  بزارم .?

 

گفتم شاید باعث رنجیده خاطر شدن بعضی از عزیزان بشه.خدای  نکرده قصد ما بر مزمت هم نیست. از روی درد دل عرض میکنیم.

 

واما.

 

چند روز پیش بود در خدمت یکی از افسران ارگانی تشرف پیدا کردیم و هم صحبت شدیم .حرف  علامه عظیم الشان حسن زاده آملی  پیش اومد وداستانی از ملاقاتش بادوستانش که اونها هم در مقام شغلی خودشان عالی رتبه بودن نقل کرد .که موجب حیرت و شرمندگی  وبیچارگی من هم شده.

میگفت ما با دوستانم قصد کردیم برای زیارت آقا به قم برویم حدود  بیست نفرشدیم . رفتیم  قم درب خانه آقا زدیم .و آقاجان خودش زحمت باز کردن درب منزل کشید. ما همه میترسیدیم وپشت هم خودمون رو جای میدادیم .

 آخه شنیدم آقاجان آدمهارو بصورت حیوانات هم میبینه .اون قدر خدا خدا  کردیم که  مبادا آقا مارو حیوان ببینه! آب در دهانم خشک شده بود هیچ کس جرعت  نداشت حرفی پیش بیاره. خلاصه سلام کردیم واجازه خواستیم  که چند لحظه ای ما را در محضرش بپذیره به ایشان نزدیک شدیم. یکی از ما دست می بوسید ویکی دیگه ما لباس آقا جان رو.. خلاصه رفتیم داخل اولین چیزی که توجه مارو جلب کرد قفسه  پر ازکتابها بود.که از راه  پله درب ورودی  خونه آقا جان شروع می شده تا اتاقی که ایشان به مطالعه اشتغال داشت.

رفتیم نشستیم بهم نگاه میکردیم آقا رفتن ظرفی شکلات آورد و وسط گذاشت و پرسید از کجا تشریف آوردید ؟ودیگر از این قبیل سوالات وما به خوردن شکلات تعارف کرد .کسی دست دراز نکرد.  آخه خجالت میکشیدیم وکمی میترسیدیم.

تا اینکه خود آقا دست به کار شد.و مشتی شکلات رو برداشت وبه هوا پرت کرد و فرمود مثل بچه گی هایتان بپرید این شکلات رو بردارید!!!! 

ما که از این شوخی آقا خوشمون اومد ترس ما  از ایشان کم شده .  پریدم  تا شکلات ها رو برداریم .!!!! آخه اون شکلاتها متبرک هست. خلاصه این بود داستان ملاقات ما با آقا رفع زحمت کردیم .  ومیگفت خیلی آدم باحالیه ...

از این دست مسائل زیاد پیش میاد گاها عزیزان ومشتاقان آقا میرن دم در آقا اونقدر میشیند تا ایشان رو ببینند. و اونقد در این امور سماجت میکنند تا حضرت ایشان رو ملزم به زحمت میکنند. بلاخر آقارو از خونه اش بکشن بیرون .

واقا هم با ظرف شیرینی  ویا شکلات از این عزیزان دربیرون از درب منزل پذیرایی کنه و عذر تقصیر از عدم حضورشان در محضرش رو بخواهد وروانه دیارشان کنه.وچقدر خوشحال هم هستند  بندگان خدا و چه استلال خوشی  هم میآورند که دیدن عالم عبادت هست !صواب داره.عرض میکنیم آقا جان .آقا رو باید در مراتب وجودی که داره باید زیارت کرد وحریمش را حفظ کرد.اینگونه دیدن ها که کار نمیرسه، برادر جان ,از این عزیزان می پرسیم تشریف بردی محضر آقا اگر از شما بپرسه چی میخواهی چه جواب براش داری؟ اونچیزی که حالا در خیال در فقدانش هستی میتونی بیان کنی ؟عموما افراد جوابی ندارند.چون واقعا نمیدونند که مشکل را باید دروجود خودشان بیابند. نهایت میگن به یه نصیحت راضی میشن .

 

 

آنکه رو ی به بهبودی نبود                                  دیدن روی نبی سودی نبود

 

?برادر چرا نباید کمیل بود ؟!?

کمیل جان رفت دم درب خانه وصی پیغمبر ؛ امیر المومنین علیه السلام عرض کرد آقاجان  ، فرمود چه میخواهی کمیل ؟! سر بر پایین انداخت وگریه کرد ؛ آقا جان پاک ایشان را دید ودعای کمیل را به ایشان القا ء کرد.

 

والان در دعای کمیل سر سفره کمیل جان نشستیم و دعای کمیل میخوانیم . وبا چه حالی هم میخوانیم .

 

چرا نباید کمیل بود ؟ پدر جان مادرجان چطوری باید عرض بکنیم که وقتی آقا به شما شکلات دادیعنی به همین مقدار ......!!!

یکی نیست از ایشان بپرسه آقا چرا شکلات دادی؟! 

جوابش روشنه بیشتر از شکلات خودمان را نساختیم . ظرف ما بیش ازشکلات چیزی درآن جای نمیگیرد!؟؟

 

?باید به علامه جان عرض کرد ?

 

 آقا جان تومخزن اسرار الهی هستی ، تو معدن علم الهی هستی ، تو دریای معارفی ، تو آینه تمام نمای حجت الله هستی، توآل محمد صلوات الله هستی . «کل تقی و نقی آلی» در انبان تو ملک وملکوت شبانه روز بشیند بخورند بیاموزند تمام نمیشود.چرامن باید بهره ام از تو یک شکلات باشه ؟

ای بیچاره چرا من که خودم را بیشتر از شکلات نساختم !!

به زیارت یک صاحب عصمت هم میرویم هم همینطوریم . از این جا راه می افتیم میرویم مشهد .یکی بپرسه برای آقا چی سوغات می بری تعجب میکنیم مگر برای آقا باید چیزی برد؟!

بله جان ؛ باید سوغات ببری ، سوغات تو جان پاک است ؛ سوغات تو ظرف قابلیت است . 

تاکی ......

آه آه از دست صرافان کوهر ناشناس                             هر زمان خرمهره رابا در برابر میکنند.

والحمد الله  وصلی الله علی محمد وآل محمد

#زیارت 

#منبع: ابراهیم 

نوشته شده در کانال مشکات ولایت دار السلام الهی 

 

نوشته شده در مشکات ولایت دار السلام الهی 

نظرات (0) کلیک ها: 884