ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

?این شکلات رو بگیر،دست از سرما بردار?

 

 

?مطلبی را چند وقت پیش نوشتم که جرعت نکردم  توی کانال  بزارم .?

 

گفتم شاید باعث رنجیده خاطر شدن بعضی از عزیزان بشه.خدای  نکرده قصد ما بر مزمت هم نیست. از روی درد دل عرض میکنیم.

 

واما.

 

چند روز پیش بود در خدمت یکی از افسران ارگانی تشرف پیدا کردیم و هم صحبت شدیم .حرف  علامه عظیم الشان حسن زاده آملی  پیش اومد وداستانی از ملاقاتش بادوستانش که اونها هم در مقام شغلی خودشان عالی رتبه بودن نقل کرد .که موجب حیرت و شرمندگی  وبیچارگی من هم شده.

میگفت ما با دوستانم قصد کردیم برای زیارت آقا به قم برویم حدود  بیست نفرشدیم . رفتیم  قم درب خانه آقا زدیم .و آقاجان خودش زحمت باز کردن درب منزل کشید. ما همه میترسیدیم وپشت هم خودمون رو جای میدادیم .

 آخه شنیدم آقاجان آدمهارو بصورت حیوانات هم میبینه .اون قدر خدا خدا  کردیم که  مبادا آقا مارو حیوان ببینه! آب در دهانم خشک شده بود هیچ کس جرعت  نداشت حرفی پیش بیاره. خلاصه سلام کردیم واجازه خواستیم  که چند لحظه ای ما را در محضرش بپذیره به ایشان نزدیک شدیم. یکی از ما دست می بوسید ویکی دیگه ما لباس آقا جان رو.. خلاصه رفتیم داخل اولین چیزی که توجه مارو جلب کرد قفسه  پر ازکتابها بود.که از راه  پله درب ورودی  خونه آقا جان شروع می شده تا اتاقی که ایشان به مطالعه اشتغال داشت.

رفتیم نشستیم بهم نگاه میکردیم آقا رفتن ظرفی شکلات آورد و وسط گذاشت و پرسید از کجا تشریف آوردید ؟ودیگر از این قبیل سوالات وما به خوردن شکلات تعارف کرد .کسی دست دراز نکرد.  آخه خجالت میکشیدیم وکمی میترسیدیم.

تا اینکه خود آقا دست به کار شد.و مشتی شکلات رو برداشت وبه هوا پرت کرد و فرمود مثل بچه گی هایتان بپرید این شکلات رو بردارید!!!! 

ما که از این شوخی آقا خوشمون اومد ترس ما  از ایشان کم شده .  پریدم  تا شکلات ها رو برداریم .!!!! آخه اون شکلاتها متبرک هست. خلاصه این بود داستان ملاقات ما با آقا رفع زحمت کردیم .  ومیگفت خیلی آدم باحالیه ...

از این دست مسائل زیاد پیش میاد گاها عزیزان ومشتاقان آقا میرن دم در آقا اونقدر میشیند تا ایشان رو ببینند. و اونقد در این امور سماجت میکنند تا حضرت ایشان رو ملزم به زحمت میکنند. بلاخر آقارو از خونه اش بکشن بیرون .

واقا هم با ظرف شیرینی  ویا شکلات از این عزیزان دربیرون از درب منزل پذیرایی کنه و عذر تقصیر از عدم حضورشان در محضرش رو بخواهد وروانه دیارشان کنه.وچقدر خوشحال هم هستند  بندگان خدا و چه استلال خوشی  هم میآورند که دیدن عالم عبادت هست !صواب داره.عرض میکنیم آقا جان .آقا رو باید در مراتب وجودی که داره باید زیارت کرد وحریمش را حفظ کرد.اینگونه دیدن ها که کار نمیرسه، برادر جان ,از این عزیزان می پرسیم تشریف بردی محضر آقا اگر از شما بپرسه چی میخواهی چه جواب براش داری؟ اونچیزی که حالا در خیال در فقدانش هستی میتونی بیان کنی ؟عموما افراد جوابی ندارند.چون واقعا نمیدونند که مشکل را باید دروجود خودشان بیابند. نهایت میگن به یه نصیحت راضی میشن .

 

 

آنکه رو ی به بهبودی نبود                                  دیدن روی نبی سودی نبود

 

?برادر چرا نباید کمیل بود ؟!?

کمیل جان رفت دم درب خانه وصی پیغمبر ؛ امیر المومنین علیه السلام عرض کرد آقاجان  ، فرمود چه میخواهی کمیل ؟! سر بر پایین انداخت وگریه کرد ؛ آقا جان پاک ایشان را دید ودعای کمیل را به ایشان القا ء کرد.

 

والان در دعای کمیل سر سفره کمیل جان نشستیم و دعای کمیل میخوانیم . وبا چه حالی هم میخوانیم .

 

چرا نباید کمیل بود ؟ پدر جان مادرجان چطوری باید عرض بکنیم که وقتی آقا به شما شکلات دادیعنی به همین مقدار ......!!!

یکی نیست از ایشان بپرسه آقا چرا شکلات دادی؟! 

جوابش روشنه بیشتر از شکلات خودمان را نساختیم . ظرف ما بیش ازشکلات چیزی درآن جای نمیگیرد!؟؟

 

?باید به علامه جان عرض کرد ?

 

 آقا جان تومخزن اسرار الهی هستی ، تو معدن علم الهی هستی ، تو دریای معارفی ، تو آینه تمام نمای حجت الله هستی، توآل محمد صلوات الله هستی . «کل تقی و نقی آلی» در انبان تو ملک وملکوت شبانه روز بشیند بخورند بیاموزند تمام نمیشود.چرامن باید بهره ام از تو یک شکلات باشه ؟

ای بیچاره چرا من که خودم را بیشتر از شکلات نساختم !!

به زیارت یک صاحب عصمت هم میرویم هم همینطوریم . از این جا راه می افتیم میرویم مشهد .یکی بپرسه برای آقا چی سوغات می بری تعجب میکنیم مگر برای آقا باید چیزی برد؟!

بله جان ؛ باید سوغات ببری ، سوغات تو جان پاک است ؛ سوغات تو ظرف قابلیت است . 

تاکی ......

آه آه از دست صرافان کوهر ناشناس                             هر زمان خرمهره رابا در برابر میکنند.

والحمد الله  وصلی الله علی محمد وآل محمد

#زیارت 

#منبع: ابراهیم 

نوشته شده در کانال مشکات ولایت دار السلام الهی 

 

نوشته شده در مشکات ولایت دار السلام الهی 

نظرات (0) کلیک ها: 841

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

جنازه حر ، غربت حسین بن علی را نشان داد

 

غربت حسین و اولاد حسین  علیه السلام را در دفن کردن حر بن یزید ریاحی باید فهمید.

چون عصر عاشورا شد بر پیکر بیجان شهدا یورش بردند و بر بریدن سر با هم به نزاع برخواستند. و چون کرکس بر سر جنازها فرود آمدند. و سرها را از بدن جدا ساختن و تا صبح از سرهایی بریده پاس بانی میکردند که مبادا کسی سر را از آنها برباید .عده ای برای بردیدن سر حر طمع ورزیدن و دیدن شمشیرها بالا رفت ، و عده ای دور جناز حر حلقه زدند ،آنها کسان حر بودند که مانع جدا کردن سر و تاختن اسب بر پیکرش شدند. جنازه را از روی زمین برداشتند و نیمه شب از زمین کربلا دور ساختن .

و در قبرستان قبیله خویش با احترام دفن کردند. آری باید غربت پسر پیغمبر خدا فرزند علی و فاطمه را در دفن کردن حر فهمید.چون حسین شهید شد سراز تن جداگشت هیچکس مانع نشد بر جنازه ی او اسب تازاندن کسی چیزی نگفت. بدن اربا اربا شد .گویی تکه گوشتی در گودی فرورفت. هیچکس مانع نشد. بی کس ترین وغریب ترینهای عالم بود.حسین جان چشمان ما در مصیبت تو شرم دارد که گریه کند ، زبان الکن است که با زینب هم نوا شود و آه آه بگوید.

 

وچه گفت علی بن حسین ین علی 

بخدا قسم . بخدا قسم اگر پیغمبر بجای آن همه سفارش و نصیحت نسبت به ما به کشتن ما امر میفرمود بیشتر از اینی که بر سر ما آوردید نمیتوانستید برسر ما بیاورید وگرنه دریغ نمیکردید.

 

نظرات (0) کلیک ها: 839

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سیری در روایت

عباس در روز عاشورا  حسین رادر کنار پیکر تکه تکه شده عزیرانش  علی اکبر ، قاسم بن حسن با اندوه  سهمگین  تشنه  یافت تحمل نکرد و تاب نیاورد .
آهسته بسوی مولایش  حسین رفت . وگفت : "ای زینت دوش نبی ، فخر  زمین،  سطان دین . ای روح من، ریحان من،  ای نفس من، مولای من، ای سرور و سردار  من ، ای جان من جانان من  . آیا اذن میدهی برایت جرعه ی آب آورم؟

حسین فهمید دیگر نوبت عباس شد .

فرمود: صبر کن باهم بسوی شریعه رهسپار شویم ؛ خوش ندارم تورا در میان این درندگان تنها گذارم  . مشک بر دوش، سوار بر اسب شدند و  بسوی فرات گام برداشتند.
دشمن دید بر این دو نتوان غالب شد مگر اینکه آندو را ازهم جدا سازند و چنین کردند . عباس دید  بین خود وبرادر ، دشمن، بسیار گشت ؛ و دید حسین  شمشیر از غلاف  بیرون نکشیده و دشمن را  دور می سازد ؛ او نیز چنین کرد ؛ دانست سِرّی درآن است  .
و سِرَّش در این بود که امروز وفردا نگویند پسر علی برای بدست آوردن آب چند تن را بکشت . در حالی که حسین وعباس شمشیر از میان نکشیدند و بر سر کسی فرود نیاوردند جز برای خدا واصلاح دین جدش .
امروز نگویند، عباس برای آب بسوی شریعه رفت،   که این سخن ، عقلاً مذموم و نفساً ممدوح است .

?عباس  به « بهانه » آب بسوی فرات  رفت تا دشمنی دشمنان را آشکار کند. چراکه اگر قصدش فقط آب بود شمشیر از میان برمی کشید به گونه ای که هیچ کس را توان غالب شدن براو نبود  که از کشته، پُشته می ساخت . او پسر علی  است .کیست اورا را نشناسد ؟
دشمنان عباس را ،از پدر مجهول الهویه خویش بیشتر می شناختند .

چالش

چون بعداز ظهر عاشورا در خیام امام  کسی جز عباس و حسین نماند ، امام و عباس بهانه ی شریعه فرات کرده وبه دل دشمن زدند.
روایت است که در شریعه ی فرات، بیش از چهار هزار تن تشنه ی خون حسین واهل بیت امام حسین علیه السّلام کمین کرده بودند.
از خیام تا شریعه حدود بیش از هشتصد متر فاصله است ، به سمت راست خیام ؛ یعنی وقتی در مکان خیمه گاه روبه قبله ایستادی سمت چپ تو  متمایل به قبله میشود شریعه فرات .
عباس بن علی وحسین بن علی علیهم السلام  میدانستند از میان قریب شش هزار تن باید گذر کنند تا به شریعه ی فرات برسند  و در شریعه ی فرات هم کمان داران ، هم نیزه داران در کمین  ایستاده  بودند.

فرض کنیم امام و عباس علیهما السلام  از خیل عظیم دشمن عبور کرده وبه شریعه رسیده اند. که این فرض با نقل روایت پیشین محال است .(به پست بالا مراجعه شود  )
یک مشک حدود 15 تا  20  لیتر آب درآن جای میگیرد وپر کردن آب در مشک با آن دهنه تنگش  در آب روان همچون نهر، حداقل بین پنج تا ده دقیقه زمان لازم دارد تا مشک پر شود. " 
داستان شریعه و نخوردن آب و مشک بر دوش  گرفتن، که وقتی دست راست  از بدن جداشد با دست چپ  وچون دست از بدن جداشد، مشک بردهان چیست⁉️

این داستان بافته شده یا یافته شد ؟ اگر بافته شد قصد راقم  از داستان سرایی چیست ⁉️ واگریافته شد، پاسخ سوال چیست ⁉️

 

عزیران عزاداری شما مقبول و زمینه رشد وسعادت شما ان شاءالله . خداوند معرفت به اهل بیت را  روزیمان گردانند .
به اطلاع میرسانم تمام  چالشها ایجاد شده پاسخ متقن بر اساس اسناد و روایت دارد. نیت ما ، ازایجاد سوال ، تامل درواقعه ی کربلا است ولاغیر . و قصد چنین تصوربر ما روا نیست که با ایجاد تناقص در روایات و روات موجب چالش ذهنی و اعتقاد شما عزیزان نسبت به عاشورا  شویم .

منبع :ابراهیم

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

 

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 

مم

نظرات (0) کلیک ها: 1289