ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

جنازه حر ، غربت حسین بن علی را نشان داد

 

غربت حسین و اولاد حسین  علیه السلام را در دفن کردن حر بن یزید ریاحی باید فهمید.

چون عصر عاشورا شد بر پیکر بیجان شهدا یورش بردند و بر بریدن سر با هم به نزاع برخواستند. و چون کرکس بر سر جنازها فرود آمدند. و سرها را از بدن جدا ساختن و تا صبح از سرهایی بریده پاس بانی میکردند که مبادا کسی سر را از آنها برباید .عده ای برای بردیدن سر حر طمع ورزیدن و دیدن شمشیرها بالا رفت ، و عده ای دور جناز حر حلقه زدند ،آنها کسان حر بودند که مانع جدا کردن سر و تاختن اسب بر پیکرش شدند. جنازه را از روی زمین برداشتند و نیمه شب از زمین کربلا دور ساختن .

و در قبرستان قبیله خویش با احترام دفن کردند. آری باید غربت پسر پیغمبر خدا فرزند علی و فاطمه را در دفن کردن حر فهمید.چون حسین شهید شد سراز تن جداگشت هیچکس مانع نشد بر جنازه ی او اسب تازاندن کسی چیزی نگفت. بدن اربا اربا شد .گویی تکه گوشتی در گودی فرورفت. هیچکس مانع نشد. بی کس ترین وغریب ترینهای عالم بود.حسین جان چشمان ما در مصیبت تو شرم دارد که گریه کند ، زبان الکن است که با زینب هم نوا شود و آه آه بگوید.

 

وچه گفت علی بن حسین ین علی 

بخدا قسم . بخدا قسم اگر پیغمبر بجای آن همه سفارش و نصیحت نسبت به ما به کشتن ما امر میفرمود بیشتر از اینی که بر سر ما آوردید نمیتوانستید برسر ما بیاورید وگرنه دریغ نمیکردید.

 

نظرات (0) کلیک ها: 873

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سیری در روایت

عباس در روز عاشورا  حسین رادر کنار پیکر تکه تکه شده عزیرانش  علی اکبر ، قاسم بن حسن با اندوه  سهمگین  تشنه  یافت تحمل نکرد و تاب نیاورد .
آهسته بسوی مولایش  حسین رفت . وگفت : "ای زینت دوش نبی ، فخر  زمین،  سطان دین . ای روح من، ریحان من،  ای نفس من، مولای من، ای سرور و سردار  من ، ای جان من جانان من  . آیا اذن میدهی برایت جرعه ی آب آورم؟

حسین فهمید دیگر نوبت عباس شد .

فرمود: صبر کن باهم بسوی شریعه رهسپار شویم ؛ خوش ندارم تورا در میان این درندگان تنها گذارم  . مشک بر دوش، سوار بر اسب شدند و  بسوی فرات گام برداشتند.
دشمن دید بر این دو نتوان غالب شد مگر اینکه آندو را ازهم جدا سازند و چنین کردند . عباس دید  بین خود وبرادر ، دشمن، بسیار گشت ؛ و دید حسین  شمشیر از غلاف  بیرون نکشیده و دشمن را  دور می سازد ؛ او نیز چنین کرد ؛ دانست سِرّی درآن است  .
و سِرَّش در این بود که امروز وفردا نگویند پسر علی برای بدست آوردن آب چند تن را بکشت . در حالی که حسین وعباس شمشیر از میان نکشیدند و بر سر کسی فرود نیاوردند جز برای خدا واصلاح دین جدش .
امروز نگویند، عباس برای آب بسوی شریعه رفت،   که این سخن ، عقلاً مذموم و نفساً ممدوح است .

?عباس  به « بهانه » آب بسوی فرات  رفت تا دشمنی دشمنان را آشکار کند. چراکه اگر قصدش فقط آب بود شمشیر از میان برمی کشید به گونه ای که هیچ کس را توان غالب شدن براو نبود  که از کشته، پُشته می ساخت . او پسر علی  است .کیست اورا را نشناسد ؟
دشمنان عباس را ،از پدر مجهول الهویه خویش بیشتر می شناختند .

چالش

چون بعداز ظهر عاشورا در خیام امام  کسی جز عباس و حسین نماند ، امام و عباس بهانه ی شریعه فرات کرده وبه دل دشمن زدند.
روایت است که در شریعه ی فرات، بیش از چهار هزار تن تشنه ی خون حسین واهل بیت امام حسین علیه السّلام کمین کرده بودند.
از خیام تا شریعه حدود بیش از هشتصد متر فاصله است ، به سمت راست خیام ؛ یعنی وقتی در مکان خیمه گاه روبه قبله ایستادی سمت چپ تو  متمایل به قبله میشود شریعه فرات .
عباس بن علی وحسین بن علی علیهم السلام  میدانستند از میان قریب شش هزار تن باید گذر کنند تا به شریعه ی فرات برسند  و در شریعه ی فرات هم کمان داران ، هم نیزه داران در کمین  ایستاده  بودند.

فرض کنیم امام و عباس علیهما السلام  از خیل عظیم دشمن عبور کرده وبه شریعه رسیده اند. که این فرض با نقل روایت پیشین محال است .(به پست بالا مراجعه شود  )
یک مشک حدود 15 تا  20  لیتر آب درآن جای میگیرد وپر کردن آب در مشک با آن دهنه تنگش  در آب روان همچون نهر، حداقل بین پنج تا ده دقیقه زمان لازم دارد تا مشک پر شود. " 
داستان شریعه و نخوردن آب و مشک بر دوش  گرفتن، که وقتی دست راست  از بدن جداشد با دست چپ  وچون دست از بدن جداشد، مشک بردهان چیست⁉️

این داستان بافته شده یا یافته شد ؟ اگر بافته شد قصد راقم  از داستان سرایی چیست ⁉️ واگریافته شد، پاسخ سوال چیست ⁉️

 

عزیران عزاداری شما مقبول و زمینه رشد وسعادت شما ان شاءالله . خداوند معرفت به اهل بیت را  روزیمان گردانند .
به اطلاع میرسانم تمام  چالشها ایجاد شده پاسخ متقن بر اساس اسناد و روایت دارد. نیت ما ، ازایجاد سوال ، تامل درواقعه ی کربلا است ولاغیر . و قصد چنین تصوربر ما روا نیست که با ایجاد تناقص در روایات و روات موجب چالش ذهنی و اعتقاد شما عزیزان نسبت به عاشورا  شویم .

منبع :ابراهیم

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

 

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

 

مم

نظرات (0) کلیک ها: 1335