آخرین مطالب اخبار

قرآن بالاترین مفسر حقیقت وجودی انسان است

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

هو

 

قرآن کتاب تفسیر انسان است خدا در قرآن ما را توضیح می دهد خدا مفسری است  که با قرآن به ما  می خواهد بفهماند ما کیستیم .

 

از همین جا روشن می شود که چرا  به تعبیر بعضی  ها ، قرآن پراکنده حرف زده است ( چند آیه راجع به یک مطلب در ادامه  چند آیه راجع به مطلب دیگری و ... یا یک قسمت از داستان پیامبری در یک سوره ای و ادامه داستان در سوره دیگری و ...) علت آن است که ما پراکنده ایم و قرآن تفسیر ما است .قرآن در مقام وحدت یکپارچه رمز است لذا  قرآن غذای اهل وحدت است ولی فرقان  غذای پراکنده ها است .

 

لذا یک وقت یونسی مشربیم ( می خواهیم از ظلمات به در آییم ) ذکرمان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین باید باشد یک وقت ایوبی مشربیم ذکرمان رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین باید باشد با این کلمات بین ما و نظام هستی وفق برقرار می شود .

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

دو جوهر آدمی

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

دو جوهر آدمى

انسان ، چيزى جز علم و عمل خويش نيست . اين علم و عمل ، با نفس به نحو وجودى متحدند؛ بلكه امر از اتحاد بسى شامخ ‌تر است .
و مى توان گفت : از آن حيث كه وجودا با نفس متحد مى باشند، جايى فوق مقوله دارند.
علم ، مشخص روح انسانى و عمل ، مشخص بدن اخروى آن است ، و اين سرى است مكنون - و هو الفتاح العليم

منبع:عيون مسائل نفس و شرح آن ،
ج 1، ص 47

مشکات ولایت دارالسلام الهی

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

دلیل عقلی و عرفانی حجاب

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

 

حجاب از منظر عقل

کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت يک شکل و يک بافت و صورتي در بيايد، قهراً به بافت انسان در مي آيد . همانطور که قوه خيال، حقايق آنسويي را مطابق

بامناسباتي که بينشان است، با اشکال اين سويي براي انسان پياده مي کند،قوه خيال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبيعت به صورت انسان شکل مي دهد وچون عصمت بيشتر با

اسم شريف (الباطن)سازگار است، لذا به صورت زن شکل مي دهد، نه صورت مرد . چون مرد بيشتر با اسم "الظاهر" و زن بيشتر با اسم شريف"الباطن" در ارتباط است. لذا همان مقام اسم

شريف "الباطن" آمدهدر شريعت و براي زن به صورت حجاب مطرح شده است.

 

اين حجاب در حقيقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: "از پشت هفت هزار حجاب داريد من را مي بينيد". اگر عدد را بالاتر ببرد بازهم

حق است .

نه اين که دين اگر به زن مي گويد "تو حجاب را نگه داشته باش"، اين العياذ بالله جسارت به زن است اين در حقيقت يک احترامي به زن است . به او مي گويد

: چون تو مطابق اسم شريف "الباطن" الهي پياده شده اي، ما نمي خواهيم که تو در معرض ديد هر کسي قرار بگيري، لذا محجوب باش. بگذار اگر ديگران مي خواهند تو را ببينند

از پشت حجابها ببينند. اين حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اينکه براي خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنيد نمي توانيد حقيقت

غيبيه ذات مرا ببينيد، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنيد و حجابها را خرق کنيد و پاره کنيد باز هم همچنان مرا در پشت حجاب بايد ببينيد. هرگز من

کشف تام نمي کنم، حتي در قرآن هم کشف تام ذاتي نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفي کرد، اما يا با الفاظ يا با معاني يا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معاني

و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفي کرد و الا حق آنطوري که حق است، براي خلق جلوه نمي کند، که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گري حق براي

خلق بساط خلق را جمع کردن است .

زن تا موقعي که در حجاب است، حق است؛ موقعي که از حجاب در آمده است وجهه ي خلقي پيدا مي کند. وقتي وجهه ي خلقي پيدا کرد، ديگر تواناييش شکسته مي

شود . اين است که حجاب براي زن يک احترام است که زن بيشتر شبيه به خداوند شود. و اگر مي خواهند "عصمت اعظم" را به صورت شکل زني در بياورد، ظاهراً به

بهترين شکل در مي آورد که بهتر و زيباتر از اين چهره در نظام هستي پيدا نمي شود . لذا مشابه چهره جناب صديقه طاهره در عالم هرگز زني پيدا نمي شود، چه اينکه

مشابه چهره پيغمبر و اميرالمومنين هرگز در عالم پيدا نمي شود .

حال که اين عصمت کبراي الهي را در حضرت صديقه طاهره تجلي کرده است او آنچنان در حجاب قرار مي گيرد که فقط امير المومنين لياقت ديدار همچنين جمالي را

خواهد داشت، که به او گفتنند :"زهراي عزيز! اگر علي ابن ابيطالب نبود براي تو هرگز در عالم کفوي پيدا نمي شد". چون زن وشوهر بايد کفو هم ديگر باشند.

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

"متن سخنرانی استاد صمدی آملی درباره وجوب حجاب از دیدگاه علم عرفان"
 

ظالم ترین مردم کیانند؟

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

ظالم ترين مردم

بدان ، كسى كه خويش را در سفاهت نگاه دارد، ظالم ترين و جفا كارترين مردم است به خويشتن . احياى نفوس از مرگ و نيستى جهل و بيدار نمودن آنها از خواب غفلت و بى خبرى و خارج كردنشان از ظلمات به نور، از شؤ ون سفراى الهى و پيروان آنان است .
خداوند - علت كلمته - مى فرمايد: يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم و حضرت وصى ، امام على بن ابى طالب (عليه السلام )، آل محمد - صلوات الله عليهم اجمعين - را وصف فرموده كه : (( آنان حيات و زندگى علم و مرگ و نيستى جهلند.  و علم حيات ارواح است ؛ همان طور كه آب ، حيات اشباح است . )) آيات و روايات - در اين مرصد اءسنى و مقصد اعلى - به ترتيب و نظم خاصى در جوامع روايى و صحف علمى ، بيش از آن است كه به شمارش ‍ آيد.
عالم ، اگر قدر علم را بداند، از طور الهى اش خارج نشده ، از زى روحانى اش بيرون نرود، پس او در راه عيساى روح الله (عليه السلام ) است ؛ يعنى در حقيقت ، مشهد و مشربش عيسوى است ، چرا كه عمل صالحش ، احياى مردگان است به اذن الله تعالى -.
خوشم مى آيد نقل كلام شيخ اكبر، در فص عيسوى از كتاب فصوص ‍ الحكم و نيز سخن علامه قيصرى ، در شرحش شيخ مى گويد:
(( و اما احياى معنوى ، به علم است ؛ پس اين ، حيات الهيه ذاتيه عليه نوريه است كه خداوند درباره اش مى فرمايد: (( اءو من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس  )) بنابراين ، هر كس كه نفسى مرده را به حيات علميه ، در مساله اى خاص كه متعلق به علم الله باشد حيات بخشد، او را زنده كرده است ، و آن حيات ، براى آن نور خواهد بود كه به واسطه اش در ميان مردم - يعنى در ميان اشكال و اشباهش در صورت راه برود.

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat


منبع:عيون م
سائل نفس و شرح آن ، ج 1، 54و55