وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

استاد صمدی.آقاي من بيا دامي بنه گر دانه داري.

صمت خاموشي و جوع گرسنگي و سهر بيداري و خلوت و گوشه گيري و ذكر به دوام هميشه به ياد حق بودن است.

در چهار اول حد وسط را كه اعتدال است مراعات كن، ودر پنجمي خوشا آنانكه دائم در نمازند.

آقاي من بيا دامي بنه گر دانه داري. خود را باش و دنيا را نكوهش نكن. آگاه باش تا خود را تباه نكني. حيف است كه به كاهلي بنشيني و اسم آنرا انتظار بگذاري، بوقتش انتظار داشته و دل شكسته پيدا كن كه اين شكسته از صد هزار درست بيشتر مي ارزد بلكه به بها در نمي آيد زيرا بهاي آن خدا است.

 

همتم بدرقه راه كن اي طائر قدس      كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم

 

مواظب مراقبت باش و مراقب حضور و عبادت تا عبدالله شوي و عندالله شوي، يك َنفَس از نفس ايمن مباش كه دشمني سخت رهزن و رهزني سخت دشمن است كه همواره در كمين است و اقتضاي طبعش اين است دائما طاهر باش و به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش،

با همه مهربان باش و از همه گريزان باش يعني با همه باش و بي همه باش. خدا شناس باش در هر لباس باش. از اَمَل چشم پوش و در عمل كوش. مرد جستجو باش نه گفتگوي. از دريا بخواه نه از جوي. از فضول كلام چون فضول طعام دست بدار.

سبكبار باش نه سبكسر و سبكسار. خروس در سحر به ذكر قدوس و سبوح در خروش است، كم از خروس مباش چون به خروش آمدي بدان كه بهترين عطاي دوست لقاي اوست.هركه خاموش شد گويا شد. هر كه چشم سر بست بينا شد. هر كه گوش دل گشود دانا شد . هر كه را حضور است حضور باهر النور است.

 

 

?عضو در کانال دارالسلام ? ??????

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

استاد داود صمدی آملی: لحظۀ احتضار مادرمان این جمله را به ایشان القاء کردیم: 
امروز که روز هفتم مادرمان است، ما هفت روزِ قبل، تقریباً ساعتِ دوازده،  قبل از اذان ظهر شروع کردیم سورۀ مبارک یاسین را به مادرمان القاء کنیم که در حالِ احتضار بودند. خواندن سوره حرفی است اما القاء کردن سوره خیلی سنگین و شریف و مهم است. سوره را خدمت مادرمان خواندیم بعد از سورۀ یاسین منتقل شدم به دعای شریف عدیله . در دعای عدیله یک دور ترجمه را در مفاتیح الجنان  بخوانید. در این دعا انسان خطاب می کند به پیشگاه اقدس حق، که این میّت این محتضر، اینی که می خواهد جان بدهد ایشان شهادت می دهد به یگانگی تو به پیغمبر تو به امیرالمؤمنین تو به عصمت فاطمه تو، همین جور یکایکِ ائمه را نام می برد و تا می رسد به حضرت بقیة الله سلام الله علیه. بعد وقتی نحوه اصول اعتقادی دین را از طرف این میّت، این محتضر، در پیشگاه الهی عرضه کرد آن پایانش عبارتی دارد، آن القاء کننده و تلقین کننده از طرف این محتضر به محضر حق عرضه می کند که « أَللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ» پروردگارا به تو پناه می برم از عدیلۀ در هنگام مرگ.  بعد نگاه بفرمائید مرحوم آقا شیخ عباس قمی در ادامه اش می گوید مراد از عدیله به این معنا است که در هنگام مرگ عدول از حق به باطل.
من این را که برای مادرجان در هنگام احتضارشان القاء می کردم و ایشان هم، خیلی  شش دانگ حواسش جمع، یک جوری بود یک طوری بود این ده دقیقه یک وضعی بود عجیب و غریب بود خیلی حواسش جمع بود به ایشان می گفتیم مادرجان اینی که من می گویم شما با تمام توجه به اینها عنایت کن و می گفت «  أَللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ».
من همین حال به یاد روایات اصول کافی افتادم، در اصول کافی کتاب (الایمان والکفر) یک باب داریم به نام (باب المعارین) گویا پنج حدیث این باب دارد.عنوان باب است باب المعارین، عاریه، احادیث را که می خوانید معنای باب خودش را نشان می دهد که چرا جناب کلینی باب را به عنوان معارین فرمود. معنایش این است که خیلی ها مسلمانند، ایمان دارند، مؤمنند، اما ایمانشان اسلامشان عاریه است، در جانشان در سرِّشان در حقیقتشان دین فرو نرفته است. ایمان دارد خیلی آدم خوبی است  اما ایمانش عاریه است، مثل اینکه شما یک مطائی را بدهید دستِ دوستتان و به ایشان بفرمائید این مطاعِ من عاریه پیش شما باشد مال شما نیست مالِ من است فعلاً پیش شما باشد بعد به من بدهید.
لحظۀ مرگ که می شود احتضار خیلی سنگین است و چقدر محدِّثه جان من (فرزندِ آقا) به من لطف فرمود که تا مادرجان حالشان منقلب شد به من زنگ زدند، من آمدم . لحظۀ احتضار سنگین است خیلی مهم خیلی مهم  است.
عزیزان من،  اکثراً هر چه دارند لحظۀ احتضار از دست می دهند، نگه داشتنش کار مشکلی است خیلی مشکل است. خیلی ها کسانی هستند که ایمان دارند مسلمان هستند ایمانشان عاریه است، این ایمان را چند روز زندگی دنیا دارند بعد لحظۀ ارتحال و احتضار که می شود ایمانشان می رود، از حقی که هستند از ایمانی که هستند عدول می کنند، لحظه ارتحال که می شود ایمانشان می رود چون عاریه بود عاریه را از دست می دهند نمی توانند نگه داشته باشند گویا این ایمان با ذاتشان براساس اتحاد عاقل و معقول در سِرِّشان نَنِشسته در جانشان ندارند.
من لحظه ارتحال مادرمان این جمله را چندین بار به ایشان القاء می کردم،  بعد شرف شمسی هم روی پیشانیشان روی سینۀ مبارکشان صورتشان لبشان حک می کردم، که مادرجان الان لحظۀ حساسی است عنایت داشته باش حواست جمع باشد انتقال از این عالم به عوالم بی کران ابدی است، دیگر وقتی مثل این وقت باز گیر نمی آید.
به هر حال تا دعای عدیله را خواندم این دو سه جمله را القاء کردیم دیدم حالت اطمینانشان  صد در صد شده بعد یک جملۀ به محضرشان عرض کردم ایشان هم روز بعدش آمده همین جا تکیه قدر دانی کردند.
غرض روی آن بحث عاریه فکر می کردم. خیلی ما را این وقایع، چیزهایی در حول و حوش مادرجان می گذرد و خیلی عجیب است خیلی لطائف دارد آدم تا در عمق قضایا در گود مسائل قرار نگیرد نمی تواند آن طوری که واقع قضایا است درست ادراک کند .
بعد لحظۀ ارتحال به ایشان عرض کردم مادرجان شما ، دیگه به زبان بنده سکوت بودم ایشان هم سکوت بود تا عدیله را خواندیم به زبان بود از این به بعد دیگر زبان در ده دقیقه آخر تبدیل به سکوت شد و همدیگر را نگاه می کردیم. بعد به ایشان عرضی در دلم داشتم، چه عجب خدایا خیال منتقل می شود یعنی چه؟ اینها را چه باید بگوئیم؟ حالیمان نمی شود.
سرِ جنازه شان که نشستم به ایشان توجّهی داشتم همین لحظه توجهم رفته بود نزد یکی از عزیزانم از دوستانم و در دلم عرض کردم که خوب است  شما هم یک عنایتی و محبتی به مادر ما داشته باشید لحظۀ حساسی است  منتهی خواهش می کنم تشریف نیاورید، دیدم این عزیز آن شب به من فرمودند امروز ساعت یک بعدازظهر به این فکر افتادم که بیایم میخران، شما و والده را سر بزنم آمدم راه بیافتم مهمانی برایم آمد صحبت پیش آمد دیگر از یادم رفت. و چه خوب شد ما هم همین را در دلمان می خواستیم. یا الله این توجهات با همدیگر چه کار می کند!! خیالها منتقل می شود،«الله الله الله»،  ارتباطات ارتباطات!! عالم عالم!! چه عجیب و غریب چیزها پیش می آید حقاق رخ می دهد!!
فقط کافی است به تعبیر شریف آن روایت قدسی، که در ایامِ روزگارتان نفحه هایی دمیده می شود، خودتان را در معرض قرار بدهید، در مقابلش،  بگذارید به شما بتابد به شما این نفحات بخورد.
اینها چه تاثیری دارد که در لحظه احتضار فرمودند، میت دارد جان می دهد مردی که تنش نجس است نَشیند زنی که ایام عادت دارد پیش میت نَشیند. چه خبر می شود چه فیضی می خواهد برایش بیاید که می آیند می بینند محیط آلوده است برمی گردند.
اما عزیزان مادرمان یک چیزی شد، الله اکبر!! اصلاً یک چیزی شد!! نمی دانم چی بگویم.  بحث شخص من نیست اصلاً من فرزند ایشانم من که ایشان را به دنیا نیاوردم بخواهم پَز بدهم . این از چی شده از کجا شده؟!
سادگی تان را حفظ کنید غل و غش نداشته باشید دهنتان را مواظب باشید حرفهای رکیک و نامربوط و کینه را از خودتان بیرون بریزید اینها همه برای شما پاپیچ می شود دهن مجرای آب حیات انسانی است چهارتا کلمه حرف می زنید روی حساب بزنید.
ما پیش خودمان همین قدر گفتم و وصیت کردیم اگر برای عزیزان امکان داشته باشد ما را ببرند تبرکاً پیش مادرمان دفن کنند. عزیزان آن قبرستانی که مادرمان آنجا دفن هستند یک چیزی شده نمی دانم چه بگویم!! دهان بندم که خاموشی ثواب است.
منبع، فرمایشاتاستاد داود صمدی آملی در روز هفتم ارتحال مادر بزرگوارشان تاریخ 81/11/1

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

 

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بهشت وجهنّم دارالسلام الهی

درشرح دفتردل آورده ایم که:

ازروایت مذکورکه فرمود:پیکی ازجانب حق تعالی براهل جهنم واردمی شودوپس ازاذن دخول وسلام نامه ای ازخداوندعالم به هریک می دهدکه این کتابی است ازحیّ قیّوم که نمی میرد،به حیّ قیّومی که نمی میرد.
امّابعدمن به شیء می گویم«کن فیکون»توراامروزچنان گردانیدم که به شیء بگویی«کن فیکون».استفاده می شودکه همه ی بهشتی هادارای«مقام کن»هستندوهرچه که بخواهندبه مشیت واراده ی آنها،تحقق می یابدوالبته مقام کنِ آنهارامراتب است تااسماء الله به چه مقداردرآنهاپیاده شده باشدولذابهشت وبهشتیان رامراتب است وبه هرمقدارکه خودشان راساخته باشندبدان پایه بهشتند:که درجات بهشت به عدد درجات قرآن است.
ازغزل بهشت مولایم روحی فداء بشنو:
سراسرصنع دلدارم بهشت است                          بهشت است آنچه زان نیکوسرشت است
تونیزباتلطیف سرّخواهی یافت که بهشت خلقت نمی خواهدبلکه سراسر نظام هستی یک پارچه بهشت است وبهشت سلام الله می باشدوسلام راخدانمی آفریند.پس دائماً مراقب باش که خودرابه بهشت نفروشی که انسان یک پارچه بهشت می باشدوارزش اوبسیاربالاترازاینهااست.خداوندبه انسان خطاب می کند:ای بنده ارزش توفقط من هستم پس اوّل هرعملی که می خواهی انجامش دهی قیمت خودرابرزبان آوروبگو:«قربة الی الله».لذاهستی خیرمحض است وازآن جزخوبی نیاید.

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»:

 

در تشهد نماز می خوانیم «اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ » وقتی می رسیم به پیغمبر عرض می کنیم «وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»  این آقا این جناب عبدِ این اللهِ یکیِ بی شریک است، پس معلوم است او هم در عبودیت یک عبدی است که در آن رتبۀ عبودیتش شریک ندارد. همه عبدالله اند همه عندالله اند اما مثل یک استادی را می ماند آن بالا نشسته تنها یک تک شاگردی از همۀ شاگردان جلوتر پیش آن استاد است.
یعنی جناب خاتم الانبیاء محمد مصطفی علیه السلام در آن رتبه ای که قرار گرفته است احدی از انبیاء در آن رتبه حتی در عبودیت هم قرار نگرفته اند که اگر می گرفتند قطعاً آنچه حضرت محمد علیه السلام گرفت آنها به تمامه می گرفتند و نگرفتند. بله جناب موسی کلیم تورات گرفت اما کجا . وقتی کتابهای انبیای دیگر را به محضر قران عرضه کنیم باز می بینیم قرآن چیز دیگرست. با اینکه آنها هم محققانه گرفتند مقلّدانه نگرفتند اما قرآن چیز دیگریست. پس معلوم است او در عبودیت در یک افق اعلائی قرار گرفته است که هیچ یک از انبیاء به آن رتبۀ اعلاءِ عبدهُ نرسیده است چه اینکه باز هم رسولُهُ به او برمی گردد، خیلی این تشهد نماز سنگین است. بعد می خواهی بفرمائی من دارم شهادت می دهم شهادت یعنی چه؟ یعنی کأنّهُ اگر محکمه و میزانی گذاشته شود در سنجش مراتب وجودی انبیاء و یک ترازوئی می خواهیم قرار بدهیم پیغمبر اکرم را با تمام انبیاءِ گذشته بسنجیم ببینیم از جنبۀ سنجش پیغمبر در چه حدی است و آن عزیزان در کدام حد هستند ؟ این تشهد نماز کأنّهُ یک ترازوئی گذاشته است که می گوید این آقا در مقام عبودیت به جائی رسیده است که او رسول و عبدِ این اللهِ  وحدهُ ی لا شریک له است. و لذا می فرمائید «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» که بار الها تو بر او و آلش درود بفرست . امام رضا علیه السلام فرمودند اصلاً تمام شرافت نماز به این صلواتی است که در تشهد می آید.
ای خدائی که نمازها را به خاطر صلوات بر پیغمبر و آلش شرافت دادی که نماز عمود دین است اگر نماز قبول شود همه اعمال قبول می شود اگر نماز رَد شود همه رَد می شوند. امام رضاعلیه السلام می فرمایند: می دانید چرا این قدر نماز شرافت پیدا کرد؟ خداوند نماز را فقط  به خاطر آن یک  صلوات در تشهّد شرافت داد که می گوئیم «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» نماز را بر تمام اعمال عبادی دیگر اینجور شرافت داد. چرا؟ می بینیم در تشهد یک اصل اعتقادی را پیش می کشیم شهادت می دهیم که این آقا در ترازوی سنجش مقامات انسانی در اعلل مراتبی است که احدی از انبیاء نه در عبودیت با او شریک هستند نه در رسالت با او شریک هستند .درست است می گوئیم ابراهیم آدم نوح موسی و عیسی اینها همه رسولان الهی اند اما هیچکدام در مرتبۀ افق اعلای رسالت خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی علیه السلام  قرار نگرفتند اینها در یک رسالتی پائینتر از رسالت خاتم انبیاء هستند این ارزش تشهّد نماز است. «اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» که اگر صلوات را در تشهد نگوئیم کلّاً نماز منحدم شده نماز آمد به این «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» که رسیده است نماز تکمیل شد.
منبع:فرمایشات استاد داود صمدی آملی محرم93

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

 «از خود خدا بخواه»

دلیل صلوات یکی از وجوهش این است که:بار الها من که شهادت دادم این پیغمبر عبد توست و رسول توست و تو هم که در قرآنت دستور دادی که «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» خداوند و ملائکه هم بر پیغمبر صلوات می فرستند «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوات عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ به ما خطاب کردی ای کسانی که ایمان آوردید شما هم بر این آقا صلوات بفرستید و بروید خودتان را به این پیغمبر تسلیم کنید . برای همین وقتی این آیه نازل شد اصحاب نزد جناب رسول الله آمدند و گفتند آقا جان آیه فرمود ما باید بر تو درود بفرستیم و به تو تسلیم بشویم «وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» و بر تو سلام بفرستیم یک نحوه تسلیم یک نوع سلام خاص باید به تو بدهیم این یعنی چه ما نفهمیدیم؟ چه جوری است؟ آقا فرمود این جوری صلوات بفرستید «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد » درحالی که آیه دارد ای مؤمنین، صدر آیه دارد  خدا و ملائکه خدا «يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» بر این پیغمبر بر این نبی همین جور علی الدوام صلوات می فرستند، ای مؤمنین ای کسانی که ایمان آوردید شما هم بر او صلوات و سلام بفرستید یک نحوه سلام فرستادنی. اصحاب آمدند پیش جناب خاتم الانبیاء محمد مصطفی که ما این یک نحوه سلام و صلوات فرستادن را چه جوری بفرستیم؟ آقا یاد داده است . نفرمود شما بگوئید (اُصلی علیه و علی آله) من بر او صلوات می فرستم که این اُصلی و اُصلم یعنی من دارم بر پیغمبر صلوات و درود می فرستم که این آن صلوات اَصلی نیست. نه اینکه درست نباشد درست است طبق آیه درست است( ای کسانی که ایمان آوردید شما هم بر پیغمبر صلوات بفرستید) . خوب!! من می خواهم صلوات بفرستم می گویم اُصلی، یا اگر دسته جمعی باشد می گوئیم نُصلی. اما آمدند پیش رسول الله آقا فرمود: اینجوری صلوات بفرستید «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد »، یعنی کأنّهُ به ما تعلیم فرمود شما از عمدۀ صلوات به من خودتان بر نمی آئید، رتبه آنقدر سنگین است درجۀ وجودی خاتم انبیاء این قدر در نزد حق متعال بالا است.  کسی صلوات بر پیغمبر بفرستد بگوید (اُصلی علی محمد) قطعاً صلوات او به اندازۀ خودش است، من بر پیغمبر درود می فرستم درود من به مقدار من است هیچ موقع به آن اندازه ای که شرف وجودی خاتم انبیاء است آن اندازه نیست. و لذا پیغمبر کأنّهُ به صدر آیه توجه داد فرمود: مگر نمی بینید صدر آیه خدای متعال می فرماید  «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» همانا این است و جز این نیست. یعنی یک امر یقینی و قطعی و ازلی و ابدی است. کأنّهُ آقا می فرماید: «از خود خدا بخواه» . چون خدا دارد به طور علی الدوام به نبی صلوات می فرستد به خدا عرض کن یکی از این صلواتهای خودت را من دارم الان می گویم به حساب من برایشان بفرست. آن وقت صلواتی که خدای متعال بر پیغمبر بفرستد به اندازۀ شخصیت وجودی خداست صلواتی که من بفرستم به مقدار من است و لذا اُصلی علی محمد کجا.
«اللهم» یعنی ای خدا بار الها. خدا هم می فرماید هر موقع گفتید یا الله من می گویم لبیک بله بله چیه؟ «اللهم» بله چیه؟ «صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» که از پائین به حق متعال عرضه حال می کنیم بار الها تو بر پیغمبر و آلش درود بفرست ما از عهده اش بر نمی آئیم . حالا درد ما این است امّت این پیغمبر جمع می شوند و حسین نازنین این خاتم انبیاء را که فرمود (حسینُ منی و أنا من حسین) در کربلا شهید می کنند.

منبع، فرمایشات استاد داود صمدی آملی محرم93

مشکات ولایت عقل و فطرت  کانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat

لینک کانال   https://telegram.me/meshkatehvelayat

Template Design:Dima Group