آخرین مطالب اخبار

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 84 (درس 18 و 19)

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 84 (درس 18 و 19)


معنایی را که برای حرکت از رسالۀ حرکت جوهریۀ حضرت علامه رفیعی قزوینی – قدس سرّه – نقل فرمودند، در ادامه اش می فرمایند به اینکه این معنای حرکت را به معنای حرکت خاص تعبیر می فرمایند؛ چرا که حرکت را دو معناست: یکی حرکت به معنای عام و دیگری حرکت به معنای خاص. مطلق تغییر را حرکت به معنای عام می گویند یعنی وقتی در شیئی تغییری حاصل شود، تعبیر می کنند به اینکه این شیء حرکت کرده است، چه این تغییر به صورت تدریجی حاصل شده باشد و چه به صورت دفعی، اما حرکت به معنای خاص، تغییرِ تدریجی است که شیء به تدریج از نداری به سوی دارایی برود و دم به دم کمالی را که ندارد کسب کند. لذا خروج شیء از قوه به فعل که از نداری به دارایی می رود، به نحو تدریج را، به حرکت در اصطلاح خاص فلسفی تعبیر می فرمایند و الا اگر در شیء به صورت دفعی تغییری حاصل شود، از آن تعبیر به حرکت اصطلاحی نمی شود و از آن، به یک تعبیر، به حرکت به معنای عام یا تغییر تعبیر می فرمایند که در آن صورت حرکت به معنای عام، با تغییر مرُادف است. حال عبارت را ملاحظه بفرمایید:

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 83 (درس 18)

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 83 (درس هجدهم)


در جلسۀ قبل عنوان شد که حضرت آقا در بحث حرکت این تعبیر بلند را که «حرکت، وجود تدریجی است»، مطرح فرمودند و پس از القاء این تعریف سنگین، در ادامه، حرکت در اعراض و حرکت انتقالی و حرکت نقلی را شرح نموده اند:
ادامۀ درس: «در نظر بگیرید سنگی را که در لب درّه ای ساکن بود و کسی آن را از جایش برکند و به سوی درّه غلتاند، این سنگ در حرکت است و این حرکت، بر وی عارض شد که این حرکت برای این سنگ نبود و اینک بر وی دست داد».

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 82 (درس 18)

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 82 (درس هجدهم)


ادامۀ درس: «بنا بر آنچه در حصول توازی دو خط گفته ایم دانسته می شود که اموری، آنی الوجودند. در مقابل این آنی الوجود اموری اند که به تدریج حادث می شوند، مثل اینکه هستۀ میوه ای از زمین جوانه زند و کم کم ببالد و درخت بارآور شود».

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 81 (درس 18)

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 81 (درس هجدهم)


پیرامون درس هجدهم، غرض از طرح دو شکل هندسی این بود که خواستیم نتیجه بگیریم موجوداتی که در نشئۀ طبیعت هستند، بعضی ها وجودشان به صورت تدریج تحقق پیدا می کند و بعضی ها به شکل دفعی که به تعبیری فرمودند آن دسته ای که وجودشان تدریجی است به عنوان «تدریجی الحصول» یا «تدریجی الوجود» و آن دسته ای که دفعی اند، به «آنی الوجود» نامیده شدند. یعنی در یک آن یا یک لحظه تحقق پیدا می کنند. مثل دو خطی که با همدیگر متساوی ولی موازی نبودند و ما می خواهیم این دو خط را موازی هم کنیم که توازی در یک آن حاصل می شود، ولی در فلسفه، بیشتر از نظر مادی یا مجرد بودنِ موجودات، آنها را به وجود تدریجی و آنی تقسیم بندی می کنند که هر موجود مجرد عقلی، وجودش دفعی یا ابداعی می باشد و موجودات نشئۀ طبیعت و عالم ماده همگی به صورت تدریجی اند به طوری که جناب شیخ –  علیه الرحمه- در نمط پنجم اشارات، موجودات را از لحاظ نحوۀ ایجاد صنع و ابداع، تعبیر فرمودند. یعنی موجودات طبیعت چون تدریجی هستند به صنع و صنعت تعبیر فرمود و موجودات ماوراء طبیعت را که امری عقلانی هستند و تجرد عقلانی دارند به ابداع تعبیر کردند. 

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 80 (درس 18)

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 80 (درس هجدهم)


درس هجدهم: «سخن در پیرامون حرکت بود، به سوی همان سخن بازگردیم و از حرکت بگوییم».
عرض کردیم که در جلد اول معرفت نفس، ما از دو طریق به ماوراء طبیعت و عالم تجرد صعود می کنیم؛ یکی عروج از راه حرکت و دیگری از راه علم که هر دو راه، راه سنگینی می باشند. لذا هم حرکت و هم علم،  به عنوان شأنی از شئون وجود ما را به سوی عالم مجردات هدایت می فرمایند. اکنون در درس هجدهم به استمرار بحث حرکت که در درس های قبلی مطرح بوده می پردازند. البته این نکته را هم باید توجه داشته باشیم که به تعبیر شریف جناب شیخ در اشارات، حرکت، مقصود بالذات نیست، یعنی قصد ذاتی هیچ موجود متحرکی، عین حرکتش نیست؛ بلکه در حرکت، به سوی مقصودی می رود که کمال لایق به خود اوست.