ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 99 (درس بیست و سوم)


ادامۀ درس: «و یا همچون تخم اردک زیر پر مرغ خانگی پروریده شود و همین که بال و پر در آورده است و خویشتن را شناخته است که خاکی نیست و آبی است، از مادر خاکی خود دست برمی دارد و دل به دریا می زند».
بحث درس بیست و سوم در حقیقت بیان غیریت نفس و بدن می باشد. البته دو برهان درس های نوزدهم تا پایان بیست و یکم نیز به این نتیجه منجر شد که نفس، غیر از بدن است.

نظرات (0) کلیک ها: 1383

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 98 (درس بیست و سوم)


درس بیست و سوم: «بهره ای که از دو درس پیش گرفته ایم این است که جنبشکی کرده ایم و اندکی به ذات خود آگاهی یافته ایم و چیزکی بدان آشنا شده ایم و شاید توان گفت که گامی به سوی آشنایی به خود برداشته ایم، ولی همین اندازه پی برده ایم که آن گوهر، این کالبد نیست و نیز هیچ اندامی از اندام های آن نیست و جز آنهاست».

نظرات (0) کلیک ها: 1350

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 97 (درس بیست و سوم)


حرف جناب حاجی سبزواری این بود که در رسیدن به حقیقت نظام هستی، اگر انسان خودش را با همین بنیه و حواس و ادراکات ظاهری و باطنی که دارد فرض بفرماید که به یکبارگی آفریده شده است، در آن حال، به تمام حقایق نظام هستی و حقایق موجودات روی می کند و به حقیقت نظام هستی می رسد و مات و مبهوت می گردد و حیرت، سرتاپای او را می گیرد و محو در تماشای صورت آراستۀ عالم می شود، بدون اینکه در اثبات حقیقت بودنِ عالم، نیازمند به هیچ برهانی باشد و نیازی به هیچ گونه اصطلاحات اعم از فلسفی و کلامی و عرفان هم ندارد؛ زیرا همانطور که گفتیم، تمام این اصطلاحات و الفاظ، به یک نحوی رهزن ما هستند و همیشه اسم، از آن وجهی که غیر از مسمّا است، برای آن جهتی که عین مسمّا است، حجاب می شود.

نظرات (0) کلیک ها: 1034

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 96 (درس بیست و دوم)


در پایان درس بیست و دوم، از برهان تجربی منقول از اشارات جناب شیخ الرئیس این نتیجه حاصل شد که در مقامی که انسان و شخص، از تمام شئون بدنی و ادراکات حسی اش مطلقا دست بردارد و تنها تنها به ذات خودش توجه داشته باشد، در آن حال از تنها حقیقتی که از آن خبر دارد و می تواند آگاه باشد، ذات نفس ناطقۀ خودش می باشد، یعنی ادراک ذات به ذات پیش می آید. پس گوهر نفس ناطقه و حقیقت هر شخصی، غیر از بدن اوست. منتها در معنای غیریت بایستی دقت به کار بیاوریم که از درس بیست و سوم به دنبال این بحث می رویم. 

نظرات (0) کلیک ها: 1350

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم


شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 95 (درس بیست و دوم)


ادامۀ درس: «و نه در آن فضا بر چیزی ایستاده ای که اگر بر زمین و چیز دیگر ایستاده باشی، بر اساس تماس و برخورد پاها به آن چیز متوجه بدن می شوی، چنانچه به غیر بدن هم».
عرض کردیم باید در این دستور تجربی کاری کرد که حواس پنجگانه بخصوص حس لامسه، انسان را به خودش مشغول نکند. لذا در آن حال تلقین، خویشتن را اینطوری می پندارد که به چیزی وابسته نبوده و بر جایی نشسته نیست و با پای روی زمین نایستاده، خلاصه طوری که متوجه بدن خودش و متوجه غیر بدن هم نشود. حال،به چه صورت خودش را تلقین می کند:

نظرات (0) کلیک ها: 1613