امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 116 (درس بیست و هفتم)

 

عبارتی را حضرت آقا در نکته 66 هزار و یک نکته می فرمایند که «النَّفسُ وَ البَدَنُ یَتَعاکَسانِ ایجاباً وَ إعداداً». عرض کردیم که باید روی لفظ «بدن» توجه داشت که تعدد الفاظ و کثرت مبانی، دالّ بر کثرت معانی است و گرنه الفاظ، بی علت جعل نمی شد. اگر جنابعالی می بینید که راجع به این جسم ظاهری طبیعی ما، گاهی تعبیر به «جسم»ِ فلانی می فرمایی و گاهی در مقام الفاظ و عبارات، به لفظ «بدن»ِ فلانی می آوری، درست است که مقصودتان از هر دو لفظ، این هیکل خارجیه است، اما به هر حال باید این لفظ متعدد، یک نحوه در مقام واقع و خارج هم معانی مختلف داشته باشند، وگرنه انگیزه چیست که آدم الفاظ را زیاد کند و وقت دیگران و وقت علم و کتاب را بگیرد!

نظرات (0) کلیک ها: 476

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 115 (درس بیست و هفتم)

درس بیست و هفتم: «نتیجه ای که از درس پیش به دست آمد اینکه بدن به عنوان بدن، شأنی از شئونِ حقیقتِ شخصیه و هویت واحده انسان است و جمیع آثار بارز و ظاهر در بدن، همه از اشراقات و افاضاتِ نفس است».

به عرض رساندیم که بدن را با عنوان بدن بودن باید ملاحظه بفرمایید نه با عنوان جسمیت؛ که بدن به عنوان جسمیت، شأنی از شئون نفس نیست، بلکه به عنوان جزئی از اجزای نظام هستی است و به خصوص به عنوان یک جزئی از اجزای عالم جسم و جسمانی هست و از آن جنبه اش که بدن ما از اجزاء جسمانی مثل آب و خاک و هوا و نور آفتاب ترکیب یافته است و این اجزاء به همدیگر اختلاط پیدا کرده اند و ذره ذره تشکیل یک جسمی را داده اند و این جسم فعلا به یک شکل خاص است و امثال اینها،

نظرات (0) کلیک ها: 531

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 114 (درس بیست و ششم)

عرض شد که در بحث معاد جسمانی، نباید به معنایی که مسبوق هستید و در مباحث متعارف عمومی مطرح است اکتفا کنید. آن ها درست است و سر جایشان مورد قبول است، اما جنابعالی باید یک پله بالاتر را طی بفرمایید و فرمایشات بالاتر را ملتزم بشوید. آن مقدار، برای عموم خوب است. در آن معاد، قائل هستی که هم نفس محشور می شود و هم بدن، و مراد از معاد جسمانی هم حشر بدن برزخی و مثالی و عقلی و اخروی است، نه اینکه جسمیت جسم طبیعی و صورت نوعیه جسم طبیعی محشور شود که اگر خوراک حیوانات شد و تبدیل به خاک گشت و از آن خاک مثلا دوباره درختی رویید و از آن درخت، کس دیگری میوه خورد و آن میوه در او نطفه شد، و این نطفه در او تبدیل به کودک و بعد انسان شد، بعد بفرمایید که

نظرات (0) کلیک ها: 593

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 113 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «فعلا سخن ما این است که همۀ شئون و اطواری که از بدن مشاهده می شود از گوهر نفس صادر می شود و مبدأ پیدایش اینها، اوست. چنانکه می بینیم انسانی که به تعبیر مردم مُرده است، کالبد تن، جمادی است افتاده و نمی توان گفت بدن اوست، چه، آنگاه بدن اوست که در او تصرف، و بدان تعلق داشته باشد و آثار وجودی اش را در او پیاده کند وگرنه چگونه بدن او می تواند باشد».

نظرات (0) کلیک ها: 627

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 112 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «اکنون به بعضی از احوالی که طاری (عارض) انسان می شود تذکری می دهیم تا کم کم بتوانیم از عنوان این گونه مسائل و دانستن آنها، انتقالات علمی و سیرهای معنوی پیدا کنیم و به گمشده هایی دست بیابیم».

نظرات (0) کلیک ها: 591