ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 119 (درس بیست و هشتم)

درس بیست و هشتم: «از کارهای بوالعجبی که انسان در ساختمان پیکرش می نگرد اینکه همة اعضاء در کمال نقشه و مهندسی و در نهایت استوا و آراستگی و در غایت متانت و استواری و در منتهای ارتباط و پیوستگی قرار گرفته اند که اگرکسی در تشریح یک یک آن ها وارد شود و علت نقشة مهندسی و سبب نحوة صورتگری را در یک یک آن ها بدست آورد، انگشت حیرت به دندان می گیرد و سر به گریبان شگفتی فرو می برد».

نظرات (0) کلیک ها: 561

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 118 (درس بیست و هفتم)

 

هم درس 26 خیلی درس بابرکتی بود و هم درس بیست و هفتم، که داریم در پایان این درس به سه اسم از اسماءالله که در نفس تجلی می کنند آشنا می شویم. گرچه در نفس ناطقة انسانی، تمام اسماءالله تجلی می فرماید و انسان مَظهر تمام اسمای حسنای الهی هست و لطافت در کلمة مظهریت است.

نظرات (0) کلیک ها: 837

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 117 (درس بیست و هفتم)

 

ادامة درس: « همين كه نفس انسانى يا حيوانى از بدنش قطع علاقه و ارتباط كرد، بدن، جمادى بيش نيست، چنانكه مى بينيم او را هيچ نيروى رُستن و جُنبيدن و دانستن نيست، بلكه يك يك اندام هايش از يكديگر گسسته مى شود. پس بايد حس و حركت و فهم و شعور، همه از آن گوهرِ نفس بوده باشد و او بود كه حافظ اعتدال و تناسب و زيبائى اندامش بود و او را مى پرورانيد. »

نظرات (0) کلیک ها: 610

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 116 (درس بیست و هفتم)

 

عبارتی را حضرت آقا در نکته 66 هزار و یک نکته می فرمایند که «النَّفسُ وَ البَدَنُ یَتَعاکَسانِ ایجاباً وَ إعداداً». عرض کردیم که باید روی لفظ «بدن» توجه داشت که تعدد الفاظ و کثرت مبانی، دالّ بر کثرت معانی است و گرنه الفاظ، بی علت جعل نمی شد. اگر جنابعالی می بینید که راجع به این جسم ظاهری طبیعی ما، گاهی تعبیر به «جسم»ِ فلانی می فرمایی و گاهی در مقام الفاظ و عبارات، به لفظ «بدن»ِ فلانی می آوری، درست است که مقصودتان از هر دو لفظ، این هیکل خارجیه است، اما به هر حال باید این لفظ متعدد، یک نحوه در مقام واقع و خارج هم معانی مختلف داشته باشند، وگرنه انگیزه چیست که آدم الفاظ را زیاد کند و وقت دیگران و وقت علم و کتاب را بگیرد!

نظرات (0) کلیک ها: 662

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 115 (درس بیست و هفتم)

درس بیست و هفتم: «نتیجه ای که از درس پیش به دست آمد اینکه بدن به عنوان بدن، شأنی از شئونِ حقیقتِ شخصیه و هویت واحده انسان است و جمیع آثار بارز و ظاهر در بدن، همه از اشراقات و افاضاتِ نفس است».

به عرض رساندیم که بدن را با عنوان بدن بودن باید ملاحظه بفرمایید نه با عنوان جسمیت؛ که بدن به عنوان جسمیت، شأنی از شئون نفس نیست، بلکه به عنوان جزئی از اجزای نظام هستی است و به خصوص به عنوان یک جزئی از اجزای عالم جسم و جسمانی هست و از آن جنبه اش که بدن ما از اجزاء جسمانی مثل آب و خاک و هوا و نور آفتاب ترکیب یافته است و این اجزاء به همدیگر اختلاط پیدا کرده اند و ذره ذره تشکیل یک جسمی را داده اند و این جسم فعلا به یک شکل خاص است و امثال اینها،

نظرات (0) کلیک ها: 661