امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 111 (درس بیست و ششم)

عرض شد که هر چه اطوار وجودی انسان، از مرتبۀ بدنش تا مرتبۀ نفس و فوق این مراتب، در تغییر و تبدل باشد، در همۀ این اطوار آن شخصیت و هویت واحدۀ انسان محفوظ است و عرض کردیم که شخصیت هر شیئی و هر موجودی به وجود اوست و چون وجود همۀ موجودات را از حدّ، منسلخ بفرمایید و خود متن ذاتِ وجود را ملاحظه بفرمایید، یک شخصیت و یک وجود است. آن وقت بحث شخصیت واحد نظام هستی، شبیه آن بیت معروف «حق جان جهان است و جهان، جمله بدن» و مشابه این جملۀ آقایان، برای ما قابل حل می شود و آنچه که شما در نظام وجود می بینید اینها همه اطوار وجودی است که این اطوار، از هم متمایزند، اما امتیاز، غیر از تشخّص است؛

نظرات (0) کلیک ها: 633

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 110 (درس بیست و ششم)

 

درس بیست و ششم: «در درس پيش دانسته شد كه انسان با اينكه نفس و كالبد دارد در واقع يك حقيقت است؛ به اين معنى كه يك شخصيت دارد و او را بيش از يك هويت نيست و جميع آثار وجودي اش را و همه اوضاع و احوال گوناگونش را، چه آنهایى كه مستقيما از نفس است چون انديشه كردن، و چه آنهائى كه به دخالت بدن است چون راه رفتن، همه به يك شخصيت و هويت نسبت مى يابد و در همه آنها مى گويد من چنين و چنان كردم. پس مى توانيم بگویيم كه انسان، موجود ممتدى است كه از مرحله اعلا تا به انزل مراتبش همه يك شخصيت است كه هيچ گسيختگى در ميان اعضا و جوارح او نيست و حتى يك رگ مویىِ او، از كلّش جدا نيست».

نظرات (0) کلیک ها: 998

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 109 (درس بیست و پنجم)

گفتیم با همۀ شئون گوناگون هر شخص، در اطوار مختلف، چه در طور بیداری یا در طور خواب و یا در اطوار دیگر، همانند مکاشفات، بیهوشی، غشوه و . . . ، باز می بینید که در تمام این موارد، انسان آثارش را به همان یک من اش اسناد می دهد که حالا ادامۀ عبارت این بود که:

نظرات (0) کلیک ها: 734

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 108 (درس بیست و پنجم)

درس بیست و پنجم: «در شناختن ذات نفس که بدانیم چگونه گوهری است، پرسش ها و گفتمان های گوناگون درس بیست و سوم پیش می آید و بالاخره باید به برهان و استدلال معلوم گردد که کدام قسم از آن ها حق است».

روند بحث به این صورت شد که در این که بدن داریم، چون محسوس و ملموس ماست، احدی در داشتن گوهر بدن شک ندارد، مگر کسی که بخواهد روش و تفکر سوفسطی را در پیش بگیرد که از حریم بحث واقعیت گرایان به دوراست، لذا چه مادی و چه الهی، و چه منکر و چه موافق، همه در این اصل که بدنی داریم با هم شریکیم، منتها آیا تمام حقیقت ما را همین بدن مادی ما تشکیل می دهد یا نه، با دو برهان درس نوزده تا بیست و دو اثبات فرمودید که به غیر از این بدن، گوهری هم به نام من دارا هستیم که تمام آثار وجودی مان را به آن من اسناد می دهیم که با آن دو برهان ثابت فرمودید که آن من، غیر از تن است.

نظرات (0) کلیک ها: 1186

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 107 (درس بیست وچهارم)

راجع به اسم گذاری آن گوهری که غیر بدن بود، فرمایش به میان آوردند که او را به چه اسمی نام ببریم، چون به هر حال در تعلیم و تعلم و در محاورات علمی و غیر علمی، ما مضطر به اصطلاحات و الفاظیم و لذا مجبوریم که مطالبمان را در قالب الفاظی به همدیگر القا کنیم. روی همین اساس اگر بخواهیم از آن گوهر حقیقی خودمان که غیر از بدن هست، اصطلاحی و نامی را به میان آوریم، او را به چه نامی تعبیر کنیم؟ چون خیلی اسم برایش گذاشته شده است:

نظرات (0) کلیک ها: 870