ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 115 (درس بیست و هفتم)

درس بیست و هفتم: «نتیجه ای که از درس پیش به دست آمد اینکه بدن به عنوان بدن، شأنی از شئونِ حقیقتِ شخصیه و هویت واحده انسان است و جمیع آثار بارز و ظاهر در بدن، همه از اشراقات و افاضاتِ نفس است».

به عرض رساندیم که بدن را با عنوان بدن بودن باید ملاحظه بفرمایید نه با عنوان جسمیت؛ که بدن به عنوان جسمیت، شأنی از شئون نفس نیست، بلکه به عنوان جزئی از اجزای نظام هستی است و به خصوص به عنوان یک جزئی از اجزای عالم جسم و جسمانی هست و از آن جنبه اش که بدن ما از اجزاء جسمانی مثل آب و خاک و هوا و نور آفتاب ترکیب یافته است و این اجزاء به همدیگر اختلاط پیدا کرده اند و ذره ذره تشکیل یک جسمی را داده اند و این جسم فعلا به یک شکل خاص است و امثال اینها،

نظرات (0) کلیک ها: 618

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 114 (درس بیست و ششم)

عرض شد که در بحث معاد جسمانی، نباید به معنایی که مسبوق هستید و در مباحث متعارف عمومی مطرح است اکتفا کنید. آن ها درست است و سر جایشان مورد قبول است، اما جنابعالی باید یک پله بالاتر را طی بفرمایید و فرمایشات بالاتر را ملتزم بشوید. آن مقدار، برای عموم خوب است. در آن معاد، قائل هستی که هم نفس محشور می شود و هم بدن، و مراد از معاد جسمانی هم حشر بدن برزخی و مثالی و عقلی و اخروی است، نه اینکه جسمیت جسم طبیعی و صورت نوعیه جسم طبیعی محشور شود که اگر خوراک حیوانات شد و تبدیل به خاک گشت و از آن خاک مثلا دوباره درختی رویید و از آن درخت، کس دیگری میوه خورد و آن میوه در او نطفه شد، و این نطفه در او تبدیل به کودک و بعد انسان شد، بعد بفرمایید که

نظرات (0) کلیک ها: 720

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 113 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «فعلا سخن ما این است که همۀ شئون و اطواری که از بدن مشاهده می شود از گوهر نفس صادر می شود و مبدأ پیدایش اینها، اوست. چنانکه می بینیم انسانی که به تعبیر مردم مُرده است، کالبد تن، جمادی است افتاده و نمی توان گفت بدن اوست، چه، آنگاه بدن اوست که در او تصرف، و بدان تعلق داشته باشد و آثار وجودی اش را در او پیاده کند وگرنه چگونه بدن او می تواند باشد».

نظرات (1) کلیک ها: 760

نظرات اخیر

  • مهمان - فاطمه بدوی

    سلام بسیار ممنون و سپاسگزارم بابت پیاده سازی نوار ها
نمایش سایر نظرات

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 112 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «اکنون به بعضی از احوالی که طاری (عارض) انسان می شود تذکری می دهیم تا کم کم بتوانیم از عنوان این گونه مسائل و دانستن آنها، انتقالات علمی و سیرهای معنوی پیدا کنیم و به گمشده هایی دست بیابیم».

نظرات (0) کلیک ها: 687

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 111 (درس بیست و ششم)

عرض شد که هر چه اطوار وجودی انسان، از مرتبۀ بدنش تا مرتبۀ نفس و فوق این مراتب، در تغییر و تبدل باشد، در همۀ این اطوار آن شخصیت و هویت واحدۀ انسان محفوظ است و عرض کردیم که شخصیت هر شیئی و هر موجودی به وجود اوست و چون وجود همۀ موجودات را از حدّ، منسلخ بفرمایید و خود متن ذاتِ وجود را ملاحظه بفرمایید، یک شخصیت و یک وجود است. آن وقت بحث شخصیت واحد نظام هستی، شبیه آن بیت معروف «حق جان جهان است و جهان، جمله بدن» و مشابه این جملۀ آقایان، برای ما قابل حل می شود و آنچه که شما در نظام وجود می بینید اینها همه اطوار وجودی است که این اطوار، از هم متمایزند، اما امتیاز، غیر از تشخّص است؛

نظرات (0) کلیک ها: 702