ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 114 (درس بیست و ششم)

عرض شد که در بحث معاد جسمانی، نباید به معنایی که مسبوق هستید و در مباحث متعارف عمومی مطرح است اکتفا کنید. آن ها درست است و سر جایشان مورد قبول است، اما جنابعالی باید یک پله بالاتر را طی بفرمایید و فرمایشات بالاتر را ملتزم بشوید. آن مقدار، برای عموم خوب است. در آن معاد، قائل هستی که هم نفس محشور می شود و هم بدن، و مراد از معاد جسمانی هم حشر بدن برزخی و مثالی و عقلی و اخروی است، نه اینکه جسمیت جسم طبیعی و صورت نوعیه جسم طبیعی محشور شود که اگر خوراک حیوانات شد و تبدیل به خاک گشت و از آن خاک مثلا دوباره درختی رویید و از آن درخت، کس دیگری میوه خورد و آن میوه در او نطفه شد، و این نطفه در او تبدیل به کودک و بعد انسان شد، بعد بفرمایید که

نظرات (0) کلیک ها: 790

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 113 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «فعلا سخن ما این است که همۀ شئون و اطواری که از بدن مشاهده می شود از گوهر نفس صادر می شود و مبدأ پیدایش اینها، اوست. چنانکه می بینیم انسانی که به تعبیر مردم مُرده است، کالبد تن، جمادی است افتاده و نمی توان گفت بدن اوست، چه، آنگاه بدن اوست که در او تصرف، و بدان تعلق داشته باشد و آثار وجودی اش را در او پیاده کند وگرنه چگونه بدن او می تواند باشد».

نظرات (1) کلیک ها: 828

نظرات اخیر

  • مهمان - فاطمه بدوی

    سلام بسیار ممنون و سپاسگزارم بابت پیاده سازی نوار ها
نمایش سایر نظرات

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 112 (درس بیست و ششم)

ادامۀ درس: «اکنون به بعضی از احوالی که طاری (عارض) انسان می شود تذکری می دهیم تا کم کم بتوانیم از عنوان این گونه مسائل و دانستن آنها، انتقالات علمی و سیرهای معنوی پیدا کنیم و به گمشده هایی دست بیابیم».

نظرات (0) کلیک ها: 774

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 111 (درس بیست و ششم)

عرض شد که هر چه اطوار وجودی انسان، از مرتبۀ بدنش تا مرتبۀ نفس و فوق این مراتب، در تغییر و تبدل باشد، در همۀ این اطوار آن شخصیت و هویت واحدۀ انسان محفوظ است و عرض کردیم که شخصیت هر شیئی و هر موجودی به وجود اوست و چون وجود همۀ موجودات را از حدّ، منسلخ بفرمایید و خود متن ذاتِ وجود را ملاحظه بفرمایید، یک شخصیت و یک وجود است. آن وقت بحث شخصیت واحد نظام هستی، شبیه آن بیت معروف «حق جان جهان است و جهان، جمله بدن» و مشابه این جملۀ آقایان، برای ما قابل حل می شود و آنچه که شما در نظام وجود می بینید اینها همه اطوار وجودی است که این اطوار، از هم متمایزند، اما امتیاز، غیر از تشخّص است؛

نظرات (0) کلیک ها: 762

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 110 (درس بیست و ششم)

 

درس بیست و ششم: «در درس پيش دانسته شد كه انسان با اينكه نفس و كالبد دارد در واقع يك حقيقت است؛ به اين معنى كه يك شخصيت دارد و او را بيش از يك هويت نيست و جميع آثار وجودي اش را و همه اوضاع و احوال گوناگونش را، چه آنهایى كه مستقيما از نفس است چون انديشه كردن، و چه آنهائى كه به دخالت بدن است چون راه رفتن، همه به يك شخصيت و هويت نسبت مى يابد و در همه آنها مى گويد من چنين و چنان كردم. پس مى توانيم بگویيم كه انسان، موجود ممتدى است كه از مرحله اعلا تا به انزل مراتبش همه يك شخصيت است كه هيچ گسيختگى در ميان اعضا و جوارح او نيست و حتى يك رگ مویىِ او، از كلّش جدا نيست».

نظرات (0) کلیک ها: 1248